chicaneries

[ایالات متحده]/ʃɪˈkeɪnəriz/
[بریتانیا]/ʃɪˈkeɪnəriz/

ترجمه

n. ترفندها یا شیوه‌های فریبنده، به ویژه در امور قانونی؛ رفتار غیراخلاقی؛ فریب

عبارات و ترکیب‌ها

legal chicaneries

مکر قانونی

political chicaneries

مکر سیاسی

financial chicaneries

مکر مالی

tactical chicaneries

مکر تاکتیکی

corporate chicaneries

مکر شرکتی

judicial chicaneries

مکر قضایی

media chicaneries

مکر رسانه ای

deceptive chicaneries

مکر فریبنده

subtle chicaneries

مکر ظریف

common chicaneries

مکر رایج

جملات نمونه

the politician was known for his chicaneries during the campaign.

سیاستمدان به دلیل ترفندهایش در طول کمپین شناخته شده بود.

they used chicaneries to win the legal battle.

آنها از ترفندها برای برنده شدن در نبرد قانونی استفاده کردند.

her chicaneries were finally exposed by the investigation.

ترفندهای او سرانجام توسط تحقیقات افشا شد.

chicaneries in the contract led to a major dispute.

ترفندها در قرارداد منجر به یک اختلاف بزرگ شد.

he was tired of the chicaneries in the business world.

او از ترفندها در دنیای تجارت خسته شده بود.

chicaneries can undermine trust in any relationship.

ترفندها می توانند اعتماد را در هر رابطه‌ای تضعیف کنند.

the film depicted the chicaneries of the corporate world.

فیلم ترفندهای دنیای شرکتی را به تصویر کشید.

he resorted to chicaneries to escape the consequences.

او برای فرار از عواقب به ترفندها متوسل شد.

chicaneries are often seen in competitive sports.

ترفندها اغلب در ورزش های رقابتی دیده می شوند.

she was clever at using chicaneries to get her way.

او در استفاده از ترفندها برای رسیدن به خواسته خود باهوش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید