tribal chieftaincy
رهبری قبیلهای
chieftaincy system
نظام زعامت قبیلهای
hereditary chieftaincy
زعامت قبیلهای ارثی
chieftaincy council
شورای زعامت قبیلهای
chieftaincy authority
قدرت زعامت قبیلهای
local chieftaincy
زعامت قبیلهای محلی
chieftaincy disputes
اختلافات زعامت قبیلهای
chieftaincy roles
نقشهای زعامت قبیلهای
chieftaincy lineage
تبار زعامت قبیلهای
chieftaincy leadership
رهبری زعامت قبیلهای
the chieftaincy of the tribe was passed down through generations.
رهبری قبیله از طریق نسلها به ارث رسید.
he was elected to the chieftaincy after a long election process.
او پس از یک فرآیند انتخاب طولانی به مقام رهبری قبیله انتخاب شد.
the chieftaincy plays a crucial role in the community's governance.
رهبری قبیله نقش مهمی در اداره جامعه ایفا میکند.
many traditions are associated with the chieftaincy in this region.
رسوم بسیاری با مقام رهبری قبیله در این منطقه مرتبط هستند.
the chieftaincy is often accompanied by significant responsibilities.
رهبری قبیله اغلب با مسئولیتهای مهمی همراه است.
she aspired to the chieftaincy, dreaming of leading her people.
او به مقام رهبری قبیله علاقه داشت و رویای رهبری مردمش را داشت.
the chieftaincy was challenged by rival factions within the tribe.
رهبری قبیله با جناحهای رقیب در داخل قبیله به چالش کشیده شد.
his knowledge of history helped him secure the chieftaincy.
دانش او در مورد تاریخ به او کمک کرد تا مقام رهبری قبیله را بدست آورد.
the chieftaincy ceremony was a grand event attended by many.
مراسم تحلیف رهبری قبیله یک رویداد بزرگ بود که بسیاری در آن حضور داشتند.
in some cultures, the chieftaincy is hereditary.
در برخی فرهنگها، رهبری قبیله به ارث میرسد.
tribal chieftaincy
رهبری قبیلهای
chieftaincy system
نظام زعامت قبیلهای
hereditary chieftaincy
زعامت قبیلهای ارثی
chieftaincy council
شورای زعامت قبیلهای
chieftaincy authority
قدرت زعامت قبیلهای
local chieftaincy
زعامت قبیلهای محلی
chieftaincy disputes
اختلافات زعامت قبیلهای
chieftaincy roles
نقشهای زعامت قبیلهای
chieftaincy lineage
تبار زعامت قبیلهای
chieftaincy leadership
رهبری زعامت قبیلهای
the chieftaincy of the tribe was passed down through generations.
رهبری قبیله از طریق نسلها به ارث رسید.
he was elected to the chieftaincy after a long election process.
او پس از یک فرآیند انتخاب طولانی به مقام رهبری قبیله انتخاب شد.
the chieftaincy plays a crucial role in the community's governance.
رهبری قبیله نقش مهمی در اداره جامعه ایفا میکند.
many traditions are associated with the chieftaincy in this region.
رسوم بسیاری با مقام رهبری قبیله در این منطقه مرتبط هستند.
the chieftaincy is often accompanied by significant responsibilities.
رهبری قبیله اغلب با مسئولیتهای مهمی همراه است.
she aspired to the chieftaincy, dreaming of leading her people.
او به مقام رهبری قبیله علاقه داشت و رویای رهبری مردمش را داشت.
the chieftaincy was challenged by rival factions within the tribe.
رهبری قبیله با جناحهای رقیب در داخل قبیله به چالش کشیده شد.
his knowledge of history helped him secure the chieftaincy.
دانش او در مورد تاریخ به او کمک کرد تا مقام رهبری قبیله را بدست آورد.
the chieftaincy ceremony was a grand event attended by many.
مراسم تحلیف رهبری قبیله یک رویداد بزرگ بود که بسیاری در آن حضور داشتند.
in some cultures, the chieftaincy is hereditary.
در برخی فرهنگها، رهبری قبیله به ارث میرسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید