choragus

[ایالات متحده]/ˈkɔːrəɡəs/
[بریتانیا]/ˈkɔːrəɡəs/

ترجمه

n. رهبر یک گروه کر در یونان باستان؛ رهبر یک آوازخوانی در فرهنگ یونان باستان
شکل‌های واژه
جمعchoraguss

عبارات و ترکیب‌ها

choragus role

نقش کوروس

choragus duties

وظایف کوروس

choragus position

موقعیت کوروس

choragus performance

اجای کوروس

choragus leadership

رهبری کوروس

choragus training

آموزش کوروس

choragus skills

مهارت‌های کوروس

choragus techniques

تکنیک‌های کوروس

choragus style

سبک کوروس

choragus rehearsal

تمرین کوروس

جملات نمونه

the choragus led the choir during the performance.

رهبر گروه آواز، رهبری گروه آواز را در طول اجرا بر عهده داشت.

as a choragus, he was responsible for the musical arrangement.

به عنوان رهبر گروه آواز، او مسئول تنظیم موسیقی بود.

the choragus communicated effectively with the singers.

رهبر گروه آواز به طور موثر با خوانندگان ارتباط برقرار کرد.

she was appointed as the choragus for the school musical.

او به عنوان رهبر گروه آواز برای نمایش مدرسه منصوب شد.

the choragus practiced with the group every week.

رهبر گروه آواز هر هفته با گروه تمرین می‌کرد.

his role as choragus was crucial for the concert's success.

نقش او به عنوان رهبر گروه آواز برای موفقیت کنسرت بسیار مهم بود.

the choragus arranged the seating for the choir.

رهبر گروه آواز چیدمان صندلی‌ها را برای گروه آواز تنظیم کرد.

the choragus inspired the singers to perform their best.

رهبر گروه آواز خوانندگان را برای ارائه بهترین عملکرد خود تشویق کرد.

during rehearsals, the choragus provided valuable feedback.

در طول تمرینات، رهبر گروه آواز بازخورد ارزشمندی ارائه داد.

the choragus selected the pieces for the competition.

رهبر گروه آواز قطعات را برای مسابقه انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید