chorded

[ایالات متحده]/kɔːdɪd/
[بریتانیا]/kɔrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل chord
n. رشته‌های یک ساز؛ آکورد موسیقی؛ رشته قلب به صورت استعاری

عبارات و ترکیب‌ها

chorded instrument

ساز زهدار

chorded notes

نت‌های آکورددار

chorded melody

ملودی آکورددار

chorded harmony

هارمونی آکورددار

chorded progression

پیشرفت آکورددار

chorded scale

مقیاس آکورددار

chorded guitar

گیتار آکورددار

chorded sound

صدای آکورددار

chorded rhythm

ریتم آکورددار

chorded chords

آکوردها

جملات نمونه

the musician played a beautifully chorded melody.

موسیقیدان یک ملودی آکورددار زیبا نواخت.

she learned to play the guitar with chorded songs.

او یاد گرفت با آهنگ‌های آکورددار گیتار بزند.

the piano was chorded in a unique way.

پیانو به روشی منحصر به فرد آکوردگذاری شده بود.

he composed a chorded piece for the orchestra.

او یک قطعه آکورددار برای ارکستر ساخت.

the song was chorded to fit her vocal range.

آهنگ به گونه‌ای آکوردگذاری شد که با محدوده صدای او مطابقت داشته باشد.

they practiced their chorded harmonies together.

آنها هماهنگی‌های آکورددار خود را با هم تمرین کردند.

she prefers chorded arrangements for her music.

او ترجیح می‌دهد تنظیمات آکورددار برای موسیقی خود داشته باشد.

the guitarist used chorded strumming techniques.

گیتاریست از تکنیک‌های آکورددار برای نواختن استفاده کرد.

his chorded style made the song more interesting.

سبک آکورددار او باعث شد آهنگ جذاب‌تر شود.

they enjoyed playing chorded duets together.

آنها از نواختن دوئت‌های آکورددار با هم لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید