chromaticism

[ایالات متحده]/krəʊˈmætɪsɪzm/
[بریتانیا]/kroʊˈmætɪsɪzm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از نیم‌پرده‌ها در موسیقی، که با سبکی غنی از مقیاس‌های کروماتیک مشخص می‌شود؛ عمل استفاده از نیم‌پرده‌ها در ترکیب موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

musical chromaticism

کروماتیسم موسیقی

chromaticism scale

مقیاس کروماتیک

chromaticism theory

تئوری کروماتیسم

harmonic chromaticism

کروماتیسم هارمونیک

chromaticism modulation

مدولاسیون کروماتیک

chromaticism progression

پیشرفت کروماتیک

chromaticism effect

اثر کروماتیک

chromaticism contrast

کنتراست کروماتیک

chromaticism expression

بیان کروماتیک

chromaticism usage

استفاده از کروماتیسم

جملات نمونه

chromaticism adds depth to the music.

کروماتیسم عمق بیشتری به موسیقی می‌بخشد.

the use of chromaticism can create tension.

استفاده از کروماتیسم می‌تواند تنش ایجاد کند.

many composers explore chromaticism in their works.

بسیاری از آهنگسازان کروماتیسم را در آثار خود بررسی می‌کنند.

chromaticism is essential in jazz improvisation.

کروماتیسم در بداهه‌سازی جاز ضروری است.

she demonstrated chromaticism in her painting.

او کروماتیسم را در نقاشی خود نشان داد.

understanding chromaticism enhances musical expression.

درک کروماتیسم بیان موسیقی را تقویت می‌کند.

the chromaticism in this piece is striking.

کروماتیسم در این قطعه چشمگیر است.

chromaticism can evoke different emotions.

کروماتیسم می‌تواند احساسات مختلفی را برانگیزد.

he studied chromaticism in classical music.

او کروماتیسم را در موسیقی کلاسیک مطالعه کرد.

chromaticism often leads to unexpected harmonies.

کروماتیسم اغلب منجر به هارمونی‌های غیرمنتظره می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید