churr

[ایالات متحده]/tʃʌr/
[بریتانیا]/tʃɜr/

ترجمه

vi. صدای جیرجیر یا جیرجیر کردن تولید کردن؛ صدای لرزانی تولید کردن (مانند یک تیهو)
n. صدای جیرجیر یا جیرجیر کردن؛ صدای لرزانی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردchurrs
جمعchurrs
صفت یا فعل حال استمراریchurring
زمان گذشتهchurred
قسمت سوم فعلchurred

عبارات و ترکیب‌ها

churr time

زمان تشور

churr party

جشن تشور

churr night

شب تشور

churr grill

باربکیو تشور

churr vibes

فضای تشور

churr fest

جشنواره تشور

churr fun

سرگرمی تشور

churr session

جلسه تشور

churr flavor

طعم تشور

churr experience

تجربه تشور

جملات نمونه

he loves to churr when he is happy.

او عاشق خرخر کردن وقتی خوشحال است.

the baby began to churr softly in her sleep.

نوزاد به آرامی در خواب خرخر کردن شروع کرد.

churr is often used to describe a cat's purring.

خرخر کردن اغلب برای توصیف خر و خرخر گربه استفاده می شود.

when the engine starts, it makes a churr sound.

وقتی موتور روشن می شود، صدایی شبیه خرخر تولید می کند.

she could hear the churr of the birds in the morning.

او می توانست صدای خرخر پرندگان را صبح بشنود.

churr can also refer to the sound of a small engine.

خرخر کردن همچنین می تواند به صدای یک موتور کوچک اشاره کند.

the child imitated the churr of a kitten.

کودک صدای خرخر یک توله گربه را تقلید کرد.

they enjoyed the churr of the campfire at night.

آنها از صدای آتش در شب لذت بردند.

the sound of the churr made her feel relaxed.

صدای خرخر باعث شد او احساس آرامش کند.

during the concert, the crowd began to churr with excitement.

در طول کنسرت، جمعیت با هیجان شروع به خرخر کردن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید