civilised

[ایالات متحده]/'sivilaizd/
[بریتانیا]/ˈsɪvəˌlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمدن، نه بربری، مودب، فرهنگ‌دار.
Word Forms
زمان گذشتهcivilised
قسمت سوم فعلcivilised

عبارات و ترکیب‌ها

civilised society

جامعه متمدن

civilised behavior

رفتار متمدنانه

culturally civilised

از نظر فرهنگی متمدن

civilised manner

رفتار با فرهنگ

socially civilised

اجتماعاً متمدن

جملات نمونه

to be civilised towards others

رفتار متمدنانه با دیگران

نمونه‌های واقعی

Born in a civilised family, Anne was delicately nurtured.

متولد یک خانواده با فرهنگ، آن با ظرافت پرورش یافت.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

But the desire for approbation is perhaps the most deeply seated instinct of civilised man.

اما میل به تایید، شاید عمیق ترین غریزه مرد با فرهنگ باشد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

For once, we can eat when civilised people eat, so don't be late back.

برای یک بار، ما می توانیم زمانی که مردم با فرهنگ غذا می خورند، غذا بخوریم، پس دیر برنگردید.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

Algernon. It is perfectly phrased! and quite as true as any observation in civilised life should be.

آلجرنون. این کاملاً بیان شده است! و به اندازه هر مشاهده ای در زندگی با فرهنگ درست است.

منبع: Not to be taken lightly.

The consumer filth and monoculture of the “civilised” world had depressed him ever since the writing of “Tristes Tropiques”.

زباله های مصرفی و تک فرهنگی "جهان با فرهنگ" از زمان نوشتن "ترستس تروبیک" او را افسرده کرده بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

Now, if you can all put your swords away, perhaps we can finish our dinner in a civilised manner.

حالا، اگر همه بتوانید شمشیرهای خود را کنار بگذارید، شاید بتوانیم شام خود را به روشی با فرهنگ تمام کنیم.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

Let's keep things civilised, shall we, ladies?

بیایید همه چیز را با فرهنگ نگه داریم، نه؟ خانمها؟

منبع: Silk Season 2

The first deals with the civilising forces of the future.

اولین مورد با نیروهای تمدن ساز آینده سر و کار دارد.

منبع: Haida Gaobule

The Belgian Congo joined other European colonies in Africa where wanton extraction was to be replaced by a supposedly civilising mission.

جمهوری کنگو بلژیک به سایر مستعمرات اروپایی در آفریقا پیوست که در آن استخراج بی رویه قرار بود با یک مأموریت تمدن ساز ظاهراً جایگزین شود.

منبع: The Economist (Summary)

I'd make him ride in that car like a civilised man or stay at home.

من مجبورش می کردم در آن ماشین مثل یک مرد با فرهنگ سوار شود یا در خانه بماند.

منبع: The Sound and the Fury

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید