clangors

[ایالات متحده]/ˈklæŋə/
[بریتانیا]/ˈklæŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای بلند و تیز؛ صدای بلند مداوم
vi. صدای بلند و تیز ایجاد کردن؛ با صدای بلند زنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

loud clangor

صدای بلند و گوش‌خیز

metal clangor

صدای گوش‌خیز فلز

clangor of bells

صدای زنگ‌ها

clangor of battle

صدای نبرد

clangor of voices

صدای فریادها

echoing clangor

صدای گوش‌خیز پژواک‌دار

clangor of machinery

صدای ماشین‌آلات

clangor of thunder

صدای رعد و برق

clangor of metal

صدای گوش‌خیز فلز

unpleasant clangor

صدای گوش‌خیز ناخوشایند

جملات نمونه

the clangor of the bells echoed through the town.

صدای زنگوله در سراسر شهر طنین انداز شد.

she was startled by the sudden clangor of metal.

او با صدای ناگهانی فلزات به وحشت افتاد.

the clangor from the construction site was unbearable.

صدای گوش خراش از محل ساخت و ساز طاقت فرسا بود.

amidst the clangor, he tried to concentrate on his work.

در میان هیاهو، او سعی کرد روی کار خود تمرکز کند.

the clangor of the train arriving filled the station.

صدای رسیدن قطار ایستگاه را پر کرد.

children played in the park, adding to the clangor of laughter.

کودکان در پارک بازی می کردند و به صدای خنده اضافه می کردند.

the clangor of the drums signaled the start of the parade.

صدای طبل ها شروع رژه را نشان داد.

in the distance, the clangor of a battle could be heard.

در دوردست، صدای نبرد شنیده می شد.

he tried to ignore the clangor of the city outside.

او سعی کرد صدای شهر بیرون را نادیده بگیرد.

the clangor of church bells signified the start of the service.

صدای زنگ های کلیسا آغاز مراسم را نشان می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید