clangoured loudly
با صدای بلند طنین انداخت
clangoured in protest
به نشانه اعتراض طنین انداخت
clangoured with fury
با خشم طنین انداخت
clangoured through night
در طول شب طنین انداخت
clangoured at dawn
در سپیده دم طنین انداخت
clangoured in unison
به صورت یکپارچه طنین انداخت
clangoured in celebration
در جشن و سرور طنین انداخت
clangoured with joy
با خوشحالی طنین انداخت
clangoured from afar
از دوردست طنین انداخت
clangoured like thunder
مانند رعد و برق طنین انداخت
the metal gates clangoured as they swung open.
دروازههای فلزی با باز شدنشان صدای بلند و تیزی داشتند.
as the train approached, the bells clangoured loudly.
همانطور که قطار نزدیک میشد، ناقهها با صدای بلند زنگ میزدند.
the church bells clangoured at noon.
ناقههای کلیسا در ظهر زنگ میزدند.
the children clangoured their toys together.
کودکان اسباببازیهای خود را با صدای بلند به هم میزدند.
during the celebration, the cymbals clangoured joyfully.
در طول جشن، سنجها با خوشحالی صدای بلند تولید میکردند.
the alarm clangoured, waking everyone up.
آژیر به صدا درآمد و همه را از خواب بیدار کرد.
the wind clangoured through the old windows.
باد از پنجرههای قدیمی با صدای بلند عبور میکرد.
the pots clangoured as they fell off the shelf.
ظروف با افتادن از قفسه صدای بلند تولید کردند.
in the distance, the church bells clangoured for the festival.
در دوردست، ناقههای کلیسا برای جشن زنگ میزدند.
the metal tools clangoured on the concrete floor.
ابزارهای فلزی روی کف بتنی با صدای بلند برخورد میکردند.
clangoured loudly
با صدای بلند طنین انداخت
clangoured in protest
به نشانه اعتراض طنین انداخت
clangoured with fury
با خشم طنین انداخت
clangoured through night
در طول شب طنین انداخت
clangoured at dawn
در سپیده دم طنین انداخت
clangoured in unison
به صورت یکپارچه طنین انداخت
clangoured in celebration
در جشن و سرور طنین انداخت
clangoured with joy
با خوشحالی طنین انداخت
clangoured from afar
از دوردست طنین انداخت
clangoured like thunder
مانند رعد و برق طنین انداخت
the metal gates clangoured as they swung open.
دروازههای فلزی با باز شدنشان صدای بلند و تیزی داشتند.
as the train approached, the bells clangoured loudly.
همانطور که قطار نزدیک میشد، ناقهها با صدای بلند زنگ میزدند.
the church bells clangoured at noon.
ناقههای کلیسا در ظهر زنگ میزدند.
the children clangoured their toys together.
کودکان اسباببازیهای خود را با صدای بلند به هم میزدند.
during the celebration, the cymbals clangoured joyfully.
در طول جشن، سنجها با خوشحالی صدای بلند تولید میکردند.
the alarm clangoured, waking everyone up.
آژیر به صدا درآمد و همه را از خواب بیدار کرد.
the wind clangoured through the old windows.
باد از پنجرههای قدیمی با صدای بلند عبور میکرد.
the pots clangoured as they fell off the shelf.
ظروف با افتادن از قفسه صدای بلند تولید کردند.
in the distance, the church bells clangoured for the festival.
در دوردست، ناقههای کلیسا برای جشن زنگ میزدند.
the metal tools clangoured on the concrete floor.
ابزارهای فلزی روی کف بتنی با صدای بلند برخورد میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید