clanked

[ایالات متحده]/klæŋkt/
[بریتانیا]/klæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای زنگ زدن تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

clanked loudly

به شدت برخورد کرد

clanked together

با هم برخورد کرد

clanked away

دور شد

clanked shut

بست

clanked hard

سخت برخورد کرد

clanked open

باز شد

clanked down

به پایین برخورد کرد

clanked briefly

به طور خلاصه برخورد کرد

clanked in

وارد شد

جملات نمونه

the metal pieces clanked together as they fell.

قطعات فلزی هنگام افتادن به هم برخورد کردند.

the train clanked loudly as it approached the station.

قطار با صدای بلند در حال نزدیک شدن به ایستگاه حرکت می‌کرد.

he clanked his keys on the table, announcing his arrival.

او کلیدهایش را روی میز کوبید و از رسیدنش خبر داد.

the old machinery clanked and groaned during operation.

ماشین‌آلات قدیمی در حین کار صدای کلیک و نال داشتند.

as the soldiers marched, their boots clanked on the pavement.

همانطور که سربازان رژه می‌رفتند، چکمه‌هایشان روی پیاده‌رو کلیک می‌کرد.

the pots and pans clanked in the kitchen as she cooked.

همانطور که او آشپزی می‌کرد، قابلمه و ماهیتابه در آشپزخانه کلیک می‌کردند.

he dropped the tools, and they clanked on the concrete floor.

او ابزارها را انداخت و آنها روی کف بتنی کلیک کردند.

the bike chain clanked as he pedaled faster.

همانطور که او سریعتر رکاب می‌زد، زنجیر دوچرخه کلیک می‌کرد.

the bell clanked loudly, signaling the end of the class.

زنگ با صدای بلند کلیک کرد و نشان‌دهنده پایان کلاس بود.

as the door swung open, it clanked against the wall.

همانطور که در باز شد، به دیوار برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید