clapboarded

[ایالات متحده]/ˈklæpbɔːdɪd/
[بریتانیا]/ˈklæpˌbɔrdɪd/

ترجمه

n. پوشش دیواری ساخته شده از تخته‌های چوبی
vt. پوشاندن با تخته‌های چوبی
adj. دارای تخته‌های چوبی نصب شده

عبارات و ترکیب‌ها

clapboarded house

خانه با پوشش چوبی

clapboarded walls

دیوارهای با پوشش چوبی

clapboarded siding

روکش چوبی

clapboarded cottage

کلبه با پوشش چوبی

clapboarded barn

انبار با پوشش چوبی

clapboarded facade

نمای بیرونی با پوشش چوبی

clapboarded structure

ساختار با پوشش چوبی

clapboarded cabin

کلبه چوبی

clapboarded building

ساختمان با پوشش چوبی

clapboarded exterior

نمای بیرونی با پوشش چوبی

جملات نمونه

the old house was clapboarded and needed repairs.

خانه قدیمی با تخته‌های چوبی بود و نیاز به تعمیرات داشت.

they decided to buy a clapboarded cottage by the lake.

آنها تصمیم گرفتند یک کلبه چوبی کنار دریاچه بخرند.

the clapboarded walls creaked in the wind.

دیوارهای چوبی در باد صدا می‌دادند.

she painted her clapboarded house a bright blue.

او خانه چوبی خود را به رنگ آبی روشن نقاشی کرد.

many clapboarded buildings are found in historic districts.

بسیاری از ساختمان‌های چوبی در مناطق تاریخی یافت می‌شوند.

the clapboarded exterior gave the home a rustic charm.

نمای چوبی خانه، جذابیت روستایی خاصی به آن بخشیده بود.

he restored the clapboarded barn into a beautiful venue.

او انبار چوبی را به یک مکان زیبا بازسازی کرد.

clapboarded houses are often seen in coastal areas.

خانه‌های چوبی اغلب در مناطق ساحلی دیده می‌شوند.

the clapboarded siding was painted every summer.

هر تابستان نمای چوبی رنگ می‌شد.

they chose a clapboarded design for their new home.

آنها برای خانه جدید خود طرح چوبی را انتخاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید