political clientism
تبدیل سیاسی
rampant clientism
تبدیل گسترده
end clientism
پایان دادن به تبدیل
curb clientism
مهار تبدیل
fight clientism
مقابله با تبدیل
clientism scandals
رسواییهای تبدیل
clientism networks
شبکههای تبدیل
clientism persists
تبدیل همچنان ادامه دارد
clientism thrives
تبدیل رونق دارد
clientism rising
افزایش تبدیل
clientism often thrives in fragile democracies where public jobs are exchanged for loyalty.
تبدیل شدن به مشتریپسند اغلب در دموکراسیهای شکننده که در آن مشاغل دولتی در ازای وفاداری مبادله میشوند، رونق میگیرد.
the report documents clientism in local councils, with contracts awarded to political allies.
گزارش، مشتریپسندی را در شوراهاى محلى مستند میکند، با قراردادهایى که به متحدان سیاسى اعطا مىشود.
researchers warned that clientism can erode trust in institutions over time.
محققان هشدار دادند که مشتریپسندی میتواند به مرور زمان اعتماد به نهادها را تضعیف کند.
anti-corruption reforms targeted clientism by tightening rules on public procurement.
اصلاحات ضد فساد، مشتریپسندی را با تشدید قوانین مربوط به مناقصات دولتی هدف قرار دادند.
clientism networks grew stronger when party leaders controlled access to welfare benefits.
شبکههای مشتریپسندى قوىتر شدند، زمانی که رهبران حزب کنترل دسترسی به مزایاى رفاهى را در دست داشتند.
the candidate denied clientism allegations and promised merit-based appointments.
نامزد، اتهامات مشتریپسندى را رد کرد و انتصابهاى مبتنى بر شایستگى را قول داد.
journalists investigated clientism scandals involving kickbacks and favoured suppliers.
روزنامهنگاران رسواییهای مشتریپسندى را که شامل رشوه و تأمینکنندگان مورد علاقه بود، مورد تحقیق قرار دادند.
clientism politics can distort policy priorities away from public needs.
سیاستهاى مشتریپسندى میتوانند اولویتهای سیاسى را از نیازهاى عمومى منحرف کنند.
voters sometimes tolerate clientism when it delivers short-term material support.
گاهى اوقات رایدهندگان مشتریپسندى را تحمل میکنند، زمانی که از حمایت مادى در کوتاه مدت ارائه میدهد.
the study compares clientism practices across regions with different electoral systems.
این مطالعه، شیوههای مشتریپسندى را در مناطق با سیستمهای انتخابى متفاوت مقایسه میکند.
strong oversight can curb clientism by making patronage harder to hide.
نظارت قوى میتواند با دشوار کردن پنهان کردن حمایتگرى، مشتریپسندى را مهار کند.
community leaders criticized clientism for turning public services into political bargaining chips.
رهبران جامعه، مشتریپسندى را به دلیل تبدیل خدمات عمومى به مهرههاى سیاسى مورد انتقاد قرار دادند.
political clientism
تبدیل سیاسی
rampant clientism
تبدیل گسترده
end clientism
پایان دادن به تبدیل
curb clientism
مهار تبدیل
fight clientism
مقابله با تبدیل
clientism scandals
رسواییهای تبدیل
clientism networks
شبکههای تبدیل
clientism persists
تبدیل همچنان ادامه دارد
clientism thrives
تبدیل رونق دارد
clientism rising
افزایش تبدیل
clientism often thrives in fragile democracies where public jobs are exchanged for loyalty.
تبدیل شدن به مشتریپسند اغلب در دموکراسیهای شکننده که در آن مشاغل دولتی در ازای وفاداری مبادله میشوند، رونق میگیرد.
the report documents clientism in local councils, with contracts awarded to political allies.
گزارش، مشتریپسندی را در شوراهاى محلى مستند میکند، با قراردادهایى که به متحدان سیاسى اعطا مىشود.
researchers warned that clientism can erode trust in institutions over time.
محققان هشدار دادند که مشتریپسندی میتواند به مرور زمان اعتماد به نهادها را تضعیف کند.
anti-corruption reforms targeted clientism by tightening rules on public procurement.
اصلاحات ضد فساد، مشتریپسندی را با تشدید قوانین مربوط به مناقصات دولتی هدف قرار دادند.
clientism networks grew stronger when party leaders controlled access to welfare benefits.
شبکههای مشتریپسندى قوىتر شدند، زمانی که رهبران حزب کنترل دسترسی به مزایاى رفاهى را در دست داشتند.
the candidate denied clientism allegations and promised merit-based appointments.
نامزد، اتهامات مشتریپسندى را رد کرد و انتصابهاى مبتنى بر شایستگى را قول داد.
journalists investigated clientism scandals involving kickbacks and favoured suppliers.
روزنامهنگاران رسواییهای مشتریپسندى را که شامل رشوه و تأمینکنندگان مورد علاقه بود، مورد تحقیق قرار دادند.
clientism politics can distort policy priorities away from public needs.
سیاستهاى مشتریپسندى میتوانند اولویتهای سیاسى را از نیازهاى عمومى منحرف کنند.
voters sometimes tolerate clientism when it delivers short-term material support.
گاهى اوقات رایدهندگان مشتریپسندى را تحمل میکنند، زمانی که از حمایت مادى در کوتاه مدت ارائه میدهد.
the study compares clientism practices across regions with different electoral systems.
این مطالعه، شیوههای مشتریپسندى را در مناطق با سیستمهای انتخابى متفاوت مقایسه میکند.
strong oversight can curb clientism by making patronage harder to hide.
نظارت قوى میتواند با دشوار کردن پنهان کردن حمایتگرى، مشتریپسندى را مهار کند.
community leaders criticized clientism for turning public services into political bargaining chips.
رهبران جامعه، مشتریپسندى را به دلیل تبدیل خدمات عمومى به مهرههاى سیاسى مورد انتقاد قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید