clinches

[ایالات متحده]/klɪnʧɪz/
[بریتانیا]/klɪnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محکم نگه داشتن یا در آغوش گرفتن (شخص سوم مفرد از clinch)
n. آغوش یا چنگ‌های محکم متقابل (جمع clinch)؛ (جمع) یک آغوش یا چنگ محکم بین دو نفر؛ یک حل اختلاف یا توافق

عبارات و ترکیب‌ها

clinches deal

برنده شدن قرارداد

clinches victory

برنده شدن پیروزی

clinches title

برنده شدن عنوان

clinches win

برنده شدن برد

clinches position

برنده شدن جایگاه

clinches contract

برنده شدن قرارداد

clinches spot

برنده شدن جایگاه

clinches success

برنده شدن موفقیت

clinches agreement

برنده شدن توافق

clinches lead

برنده شدن پیشرو

جملات نمونه

the team clinches the championship title.

تیم قهرمانی را بدست می‌آورد.

she clinches a deal with the new client.

او قراردادی با مشتری جدید منعقد می‌کند.

his performance clinches the victory for the team.

عملکرد او پیروزی را برای تیم قطعی می‌کند.

the negotiation clinches the agreement.

توافقنامه را مذاکرات نهایی می‌کند.

the athlete clinches a spot in the finals.

ورزشکار جایگاهی در فینال را بدست می‌آورد.

she clinches the first place in the competition.

او مقام اول را در مسابقه بدست می‌آورد.

the contract clinches their partnership.

قرارداد شراکت آنها را نهایی می‌کند.

his speech clinches the audience's attention.

سخنرانی او توجه مخاطبان را جلب می‌کند.

the discovery clinches the research findings.

کشف، یافته‌های تحقیقاتی را نهایی می‌کند.

the last-minute goal clinches the match.

گل دقیقه آخر مسابقه را قطعی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید