heavy clonks
صدای کلونکهای سنگین
loud clonks
صدای کلونکهای بلند
metal clonks
کلونکهای فلزی
soft clonks
صدای کلونکهای آرام
frequent clonks
کلونکهای مکرر
quick clonks
کلونکهای سریع
echoing clonks
کلونکهای پژواکدار
dull clonks
کلونکهای خفه
sharp clonks
کلونکهای تیز
random clonks
کلونکهای تصادفی
the metal box clonks loudly when dropped.
جعبه فلزی هنگام افتادن با صدای بلند کلونگ میکند.
he heard the clonks of the hammer on the anvil.
او صدای کلونگ چکش روی سندان را شنید.
the old car clonks as it drives down the street.
ماشین قدیمی هنگام رانندگی در خیابان کلونگ میکند.
she dropped the books, and they made a series of clonks.
او کتابها را انداخت و آنها مجموعهای از کلونگها ایجاد کردند.
the pipes in the building often make clonks at night.
لوله های ساختمان اغلب شبها کلونگ می کنند.
he was annoyed by the constant clonks from the construction site.
او از کلنگ های مداوم از محل ساخت و ساز آزرده خاطر بود.
the dog barked at the clonks coming from the garage.
سگ به صدای کلونگ از گاراژ پارس کرد.
with each step, her shoes made soft clonks on the floor.
با هر قدم، کفش های او صدای کلونگ ملایمی روی زمین ایجاد کرد.
the tools in the toolbox clonks around as he walks.
ابزارهای داخل جعبه ابزار هنگام راه رفتنش در اطراف کلونگ می کنند.
he tried to fix the bike, but it just clonks instead of rolling.
او سعی کرد دوچرخه را تعمیر کند، اما به جای چرخیدن فقط کلونگ می کرد.
heavy clonks
صدای کلونکهای سنگین
loud clonks
صدای کلونکهای بلند
metal clonks
کلونکهای فلزی
soft clonks
صدای کلونکهای آرام
frequent clonks
کلونکهای مکرر
quick clonks
کلونکهای سریع
echoing clonks
کلونکهای پژواکدار
dull clonks
کلونکهای خفه
sharp clonks
کلونکهای تیز
random clonks
کلونکهای تصادفی
the metal box clonks loudly when dropped.
جعبه فلزی هنگام افتادن با صدای بلند کلونگ میکند.
he heard the clonks of the hammer on the anvil.
او صدای کلونگ چکش روی سندان را شنید.
the old car clonks as it drives down the street.
ماشین قدیمی هنگام رانندگی در خیابان کلونگ میکند.
she dropped the books, and they made a series of clonks.
او کتابها را انداخت و آنها مجموعهای از کلونگها ایجاد کردند.
the pipes in the building often make clonks at night.
لوله های ساختمان اغلب شبها کلونگ می کنند.
he was annoyed by the constant clonks from the construction site.
او از کلنگ های مداوم از محل ساخت و ساز آزرده خاطر بود.
the dog barked at the clonks coming from the garage.
سگ به صدای کلونگ از گاراژ پارس کرد.
with each step, her shoes made soft clonks on the floor.
با هر قدم، کفش های او صدای کلونگ ملایمی روی زمین ایجاد کرد.
the tools in the toolbox clonks around as he walks.
ابزارهای داخل جعبه ابزار هنگام راه رفتنش در اطراف کلونگ می کنند.
he tried to fix the bike, but it just clonks instead of rolling.
او سعی کرد دوچرخه را تعمیر کند، اما به جای چرخیدن فقط کلونگ می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید