closeable lid
قاب بسته شدنی
closeable window
پنجره بسته شدنی
closing closeable
بسته شدن قابل بسته شدن
closeable container
ظرف قابل بسته شدن
easily closeable
به راحتی قابل بسته شدن
closeable box
جعبه قابل بسته شدن
being closeable
در حال بسته شدن
closeable flap
درپوش قابل بسته شدن
the container had a closeable lid to keep the contents fresh.
ظرف دارای یک درب قابل بسته شدن بود تا محتویات تازه بمانند.
the window was closeable, allowing for ventilation on warm days.
پنجره قابل باز و بسته کردن بود و امکان تهویه در روزهای گرم را فراهم میکرد.
the closeable cabinet provided secure storage for valuable items.
کابینت قابل قفل کردن فضای امنی را برای نگهداری وسایل با ارزش فراهم میکرد.
she purchased a closeable bag to carry her groceries.
او یک کیسه قابل بسته شدن برای حمل مواد غذایی خود خرید.
the closeable box protected the delicate ornaments during the move.
جعبه قابل بسته شدن، تزئینات ظریف را در طول جابجایی محافظت میکرد.
the closeable file folder kept important documents organized.
جلد فایل قابل قفل کردن اسناد مهم را مرتب نگه میداشت.
he preferred a closeable thermos to prevent spills.
او یک ترمس قابل بسته شدن را برای جلوگیری از ریختن ترجیح میداد.
the closeable jar preserved the homemade jam.
شیشه قابل درب بسته نگه داشتن مربای خانگی را حفظ میکرد.
the closeable case protected the laptop from scratches.
محافظ قابل بسته شدن لپتاپ را از خراشیدگی محافظت میکرد.
the closeable container was ideal for storing leftovers.
ظرف قابل بسته شدن برای نگهداری غذای باقی مانده ایده آل بود.
the closeable zipper ensured the jacket stayed secure.
درز قابل بسته شدن تضمین کرد که ژاکت ایمن باقی بماند.
closeable lid
قاب بسته شدنی
closeable window
پنجره بسته شدنی
closing closeable
بسته شدن قابل بسته شدن
closeable container
ظرف قابل بسته شدن
easily closeable
به راحتی قابل بسته شدن
closeable box
جعبه قابل بسته شدن
being closeable
در حال بسته شدن
closeable flap
درپوش قابل بسته شدن
the container had a closeable lid to keep the contents fresh.
ظرف دارای یک درب قابل بسته شدن بود تا محتویات تازه بمانند.
the window was closeable, allowing for ventilation on warm days.
پنجره قابل باز و بسته کردن بود و امکان تهویه در روزهای گرم را فراهم میکرد.
the closeable cabinet provided secure storage for valuable items.
کابینت قابل قفل کردن فضای امنی را برای نگهداری وسایل با ارزش فراهم میکرد.
she purchased a closeable bag to carry her groceries.
او یک کیسه قابل بسته شدن برای حمل مواد غذایی خود خرید.
the closeable box protected the delicate ornaments during the move.
جعبه قابل بسته شدن، تزئینات ظریف را در طول جابجایی محافظت میکرد.
the closeable file folder kept important documents organized.
جلد فایل قابل قفل کردن اسناد مهم را مرتب نگه میداشت.
he preferred a closeable thermos to prevent spills.
او یک ترمس قابل بسته شدن را برای جلوگیری از ریختن ترجیح میداد.
the closeable jar preserved the homemade jam.
شیشه قابل درب بسته نگه داشتن مربای خانگی را حفظ میکرد.
the closeable case protected the laptop from scratches.
محافظ قابل بسته شدن لپتاپ را از خراشیدگی محافظت میکرد.
the closeable container was ideal for storing leftovers.
ظرف قابل بسته شدن برای نگهداری غذای باقی مانده ایده آل بود.
the closeable zipper ensured the jacket stayed secure.
درز قابل بسته شدن تضمین کرد که ژاکت ایمن باقی بماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید