clouting

[ایالات متحده]/ˈklaʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklaʊtɪŋ/

ترجمه

v. به شدت ضربه زدن یا کوبیدن، به ویژه با دست

عبارات و ترکیب‌ها

clouting power

قدرت نفوذ

clouting influence

تاثیرگذاری

clouting authority

قدرت و اختیار

clouting status

جایگاه

clouting game

بازی قدرت

clouting rights

حقوق و امتیازات

clouting relations

روابط و ارتباطات

clouting network

شبکه ارتباطات

clouting deal

معامله

clouting position

موقعیت

جملات نمونه

his clouting in the industry helped him secure the deal.

اعتبار او در صنعت به او کمک کرد تا معامله را به دست آورد.

she gained clouting through her extensive network.

او از طریق شبکه گسترده خود، اعتبار کسب کرد.

clouting is often necessary for getting noticed in a competitive field.

اثرگذاری اغلب برای جلب توجه در یک زمینه رقابتی ضروری است.

his clouting allowed him to influence the decision-making process.

اعتبار او به او اجازه داد تا روند تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهد.

clouting can sometimes overshadow actual talent.

اثرگذاری گاهی اوقات می تواند مهارت واقعی را تحت الشعاع قرار دهد.

she used her clouting to advocate for important changes.

او از اعتبار خود برای حمایت از تغییرات مهم استفاده کرد.

clouting is crucial for leaders in any organization.

اثرگذاری برای رهبران در هر سازمانی بسیار مهم است.

networking can increase your clouting in your profession.

شبکه سازی می تواند اعتبار شما را در حرفه خود افزایش دهد.

clouting plays a significant role in political campaigns.

اثرگذاری نقش مهمی در کمپین های سیاسی ایفا می کند.

her clouting made it easier to collaborate with other experts.

اعتبار او همکاری با سایر متخصصان را آسان تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید