ungainlier

[ایالات متحده]/ʌnˈɡeɪnliə/
[بریتانیا]/ʌnˈɡeɪnliər/

ترجمه

adj. بیشتر دست و پا چلفتی یا ناگواری در حرکت

عبارات و ترکیب‌ها

ungainlier than

ناهمگون‌تر از

ungainlier shape

شکل ناهمگون

ungainlier movements

حرکات ناهمگون

ungainlier appearance

ظاهر ناهمگون

ungainlier design

طراحی ناهمگون

ungainlier figure

تصویر ناهمگون

ungainlier style

سبک ناهمگون

ungainlier posture

وضعیت بدنی ناهمگون

ungainlier object

شی ناهمگون

ungainlier animal

حیوان ناهمگون

جملات نمونه

the ungainlier movements of the elephant surprised the tourists.

حرکات غیرمعمول فیل گردشگران را شگفت زده کرد.

despite its ungainlier form, the creature was surprisingly agile.

با وجود شکل غیرمعمولش، آن موجود به طرز شگفت انگیزی چابک بود.

the ungainlier design of the new vehicle received mixed reviews.

طراحی غیرمعمول وسیله نقلیه جدید بازخورد مختلطی دریافت کرد.

her ungainlier attempts at dancing made everyone laugh.

تلاش های غیرمعمول او برای رقصیدن باعث خنده همه شد.

the ungainlier appearance of the machine did not deter buyers.

ظاهر غیرمعمول دستگاه خریداران را منصرف نکرد.

he felt ungainlier than ever in his new suit.

او در کت و شلوار جدیدش از همیشه عجیب تر احساس می کرد.

the ungainlier shape of the sculpture drew attention at the exhibit.

شکل غیرمعمول مجسمه توجه را در نمایشگاه جلب کرد.

although ungainlier, the older model still performed better.

اگرچه غیرمعمول، مدل قدیمی تر هنوز هم بهتر عمل می کرد.

the ungainlier style of the furniture didn't fit the modern decor.

سبک غیرمعمول مبلمان با دکور مدرن مطابقت نداشت.

his ungainlier attempts to fix the car only made things worse.

تلاش های غیرمعمول او برای تعمیر ماشین فقط اوضاع را بدتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید