awkwarder

[ایالات متحده]/ˈɔːkwərdər/
[بریتانیا]/ˈɔːkˌwərdər/

ترجمه

adj. بیشتر نامناسب

عبارات و ترکیب‌ها

make things awkwarder

ایجاد شرایط ناخوشاختارتر

an awkwarder situation

یک وضعیت ناخوشاختارتر

get even awkwarder

حتی ناخوشاختارتر شوید

an awkwarder conversation

یک مکالمه ناخوشاختارتر

جملات نمونه

he felt even awkwarder in the silence.

او در سکوت احساس ناخوشایندی بیشتری کرد.

the situation became awkwarder when she arrived late.

وقتی که او دیر رسید، وضعیت ناخوشاختارتر شد.

it's awkwarder to discuss personal matters in public.

بحث در مورد مسائل شخصی در حضور دیگران ناخوشاختارتر است.

he tried to make a joke, but it only made things awkwarder.

او سعی کرد شوخی کند، اما فقط اوضاع را ناخوشاختارتر کرد.

each failed attempt made the conversation awkwarder.

هر تلاش ناموفق باعث شد مکالمه ناخوشاختارتر شود.

she felt awkwarder after stumbling over her words.

بعد از اینکه کلماتش را به هم ریخت، او احساس ناخوشایندی بیشتری کرد.

the longer we waited, the awkwarder it became.

هرچه بیشتر منتظر ماندیم، اوضاع ناخوشاختارتر شد.

his comments made the discussion awkwarder for everyone.

اظهارات او باعث شد بحث برای همه ناخوشاختارتر شود.

she noticed that the atmosphere felt awkwarder than usual.

او متوجه شد که حال و هوا از همیشه ناخوشاختارتر است.

as the meeting progressed, it grew awkwarder by the minute.

همانطور که جلسه پیشرفت کرد، هر دقیقه اوضاع ناخوشاختارتر می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید