clunk

[ایالات متحده]/klʌŋk/
[بریتانیا]/klʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای فلزی کسل کننده
vt. به شدت ضربه زدن
vi. صدای کلنگی تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

loud clunking sound

صدای کلنگ بلند

metallic clunk

کلنگ فلزی

heard a clunk

یک کلنگ شنیدم

جملات نمونه

The old car engine made a loud clunk.

موتور قدیمی ماشین صدایی بلند و کوبنده داشت.

He heard a clunk as the book fell off the shelf.

وقتی کتاب از قفسه افتاد، او صدای کوبش شنید.

The heavy toolbox landed with a clunk on the floor.

جعبه ابزار سنگین با صدای کوبنده روی زمین افتاد.

She tried to fix the broken toaster, but it just made a clunking noise.

او سعی کرد توستر شکسته را تعمیر کند، اما فقط صدای کوبنده ایجاد می‌کرد.

The old clock on the wall started to clunk loudly.

ساعت قدیمی روی دیوار شروع به کوبیدن با صدای بلند کرد.

The robot's movements were accompanied by clunking sounds.

حرکات ربات با صدای کوبنده همراه بود.

As the elevator descended, it made a series of clunks.

همانطور که آسانسور پایین می‌آمد، صدای کوبنده ایجاد می‌کرد.

The loose wheel on the bicycle clunked against the frame.

چرخ شل دوچرخه با قاب برخورد کرد و صدای کوبنده ایجاد کرد.

The heavy metal door clunked shut behind them.

در فلزی سنگین پشت سرشان با صدای کوبنده بسته شد.

The old pipes in the house often clunked and groaned.

لوله های قدیمی در خانه اغلب صدای کوبنده و ناله ایجاد می کردند.

نمونه‌های واقعی

There was a loud clunk, a splutter, and the engine died completely.

صدای بلند برخورد، یک سرفه و موتور کاملاً خاموش شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Although, to be honest, a penny would never really clunk.

اگرچه، راستش را بخواهید، یک سکه هرگز واقعاً برخورد نخواهد کرد.

منبع: 6 Minute English

Harry dropped his tankard with a loud clunk.

هری گلدری خود را با صدای بلند برخورد انداخت.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

There was this sort of clunk. “Gehry came in. Clunk.”

این نوع برخورد وجود داشت. «گهری وارد شد. برخورد.»

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

He barely had time to glance around, however, before there was a muffled clunk from behind them

با این حال، او به سختی زمانی برای نگاه کردن اطراف داشت، قبل از اینکه صدای برخورد ملایمی از پشت سرشان بشنود.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

And he never did, and so it went over like a clunk, right?

و او هرگز این کار را نکرد، بنابراین اینطور پیش رفت که مثل یک برخورد بود، درسته؟

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

With two smart clunks, the doors flew open and Harry felt his seat tip sideways.

با دو برخورد هوشمندانه، درها با صدای بلند باز شدند و هری احساس کرد صندلی‌اش به پهلو کج شده است.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

A clunk' is the noise of two heavy objects hitting each other.

برخورد صدایی است که از برخورد دو جسم سنگین به یکدیگر ایجاد می‌شود.

منبع: 6 Minute English

" He is so creepy! " Parvati whispered as Moody clunked away.

" او خیلی ترسناکه! " پرواتی زمزمه کرد وقتی مودی دور شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

The book toppled off the bed with a loud clunk and shuffled rapidly across the room.

کتاب با صدای بلند برخورد از تخت افتاد و به سرعت در اتاق حرکت کرد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید