clunked down
سقوط کرد
clunked together
با هم برخورد کرد
clunked loudly
با صدای بلند برخورد کرد
clunked around
چنانچنان برخورد کرد
clunked out
بیرون افتاد
clunked up
بالا رفت
clunked back
عقب نشینی کرد
clunked away
دور شد
clunked past
کنار رفت
clunked forward
به جلو رفت
the old car clunked down the road.
خودروی قدیمی با صدای کلنگ در جاده حرکت میکرد.
he clunked the heavy box onto the table.
او جعبه سنگین را با صدای کلنگ روی میز انداخت.
the door clunked shut behind her.
در با صدای کلنگ پشت سر او بسته شد.
she clunked her glass down on the bar.
او لیوانش را با صدای کلنگ روی بار گذاشت.
the bike clunked as it hit the pavement.
دوچرخه با صدای کلنگ به آسفالت برخورد کرد.
he clunked his way through the crowded room.
او با صدای کلنگ از میان اتاق شلوغ عبور کرد.
the machine clunked and then stopped working.
ماشین با صدای کلنگ و سپس از کار افتاد.
she clunked the keys onto the counter.
او کلیدها را با صدای کلنگ روی پیشخوان گذاشت.
as he walked, his boots clunked on the floor.
همانطور که راه میرفت، چکمههایش با صدای کلنگ روی زمین میخورد.
the suitcase clunked as it rolled over the bumps.
چمدان با صدای کلنگ در حین غلتیدن روی برآمدگیها میخورد.
clunked down
سقوط کرد
clunked together
با هم برخورد کرد
clunked loudly
با صدای بلند برخورد کرد
clunked around
چنانچنان برخورد کرد
clunked out
بیرون افتاد
clunked up
بالا رفت
clunked back
عقب نشینی کرد
clunked away
دور شد
clunked past
کنار رفت
clunked forward
به جلو رفت
the old car clunked down the road.
خودروی قدیمی با صدای کلنگ در جاده حرکت میکرد.
he clunked the heavy box onto the table.
او جعبه سنگین را با صدای کلنگ روی میز انداخت.
the door clunked shut behind her.
در با صدای کلنگ پشت سر او بسته شد.
she clunked her glass down on the bar.
او لیوانش را با صدای کلنگ روی بار گذاشت.
the bike clunked as it hit the pavement.
دوچرخه با صدای کلنگ به آسفالت برخورد کرد.
he clunked his way through the crowded room.
او با صدای کلنگ از میان اتاق شلوغ عبور کرد.
the machine clunked and then stopped working.
ماشین با صدای کلنگ و سپس از کار افتاد.
she clunked the keys onto the counter.
او کلیدها را با صدای کلنگ روی پیشخوان گذاشت.
as he walked, his boots clunked on the floor.
همانطور که راه میرفت، چکمههایش با صدای کلنگ روی زمین میخورد.
the suitcase clunked as it rolled over the bumps.
چمدان با صدای کلنگ در حین غلتیدن روی برآمدگیها میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید