clunked

[ایالات متحده]/klʌŋkt/
[بریتانیا]/klʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای کسل‌کننده‌ای تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

clunked down

سقوط کرد

clunked together

با هم برخورد کرد

clunked loudly

با صدای بلند برخورد کرد

clunked around

چنان‌چنان برخورد کرد

clunked out

بیرون افتاد

clunked up

بالا رفت

clunked back

عقب نشینی کرد

clunked away

دور شد

clunked past

کنار رفت

clunked forward

به جلو رفت

جملات نمونه

the old car clunked down the road.

خودروی قدیمی با صدای کلنگ در جاده حرکت می‌کرد.

he clunked the heavy box onto the table.

او جعبه سنگین را با صدای کلنگ روی میز انداخت.

the door clunked shut behind her.

در با صدای کلنگ پشت سر او بسته شد.

she clunked her glass down on the bar.

او لیوانش را با صدای کلنگ روی بار گذاشت.

the bike clunked as it hit the pavement.

دوچرخه با صدای کلنگ به آسفالت برخورد کرد.

he clunked his way through the crowded room.

او با صدای کلنگ از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

the machine clunked and then stopped working.

ماشین با صدای کلنگ و سپس از کار افتاد.

she clunked the keys onto the counter.

او کلیدها را با صدای کلنگ روی پیشخوان گذاشت.

as he walked, his boots clunked on the floor.

همانطور که راه می‌رفت، چکمه‌هایش با صدای کلنگ روی زمین می‌خورد.

the suitcase clunked as it rolled over the bumps.

چمدان با صدای کلنگ در حین غلتیدن روی برآمدگی‌ها می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید