clunking noise
صدای کلنگ مانند
clunking sound
صدای کلنگ مانند
clunking metal
فلز کلنگ مانند
clunking steps
قدمهای کلنگ مانند
clunking mechanism
مکانیزم کلنگ مانند
clunking gears
چرخ دنده های کلنگ مانند
clunking joints
مفاصل کلنگ مانند
clunking engine
موتور کلنگ مانند
clunking door
در کلنگ مانند
clunking car
ماشین کلنگ مانند
the old car made a clunking sound as it drove down the road.
خودروی قدیمی هنگام رانندگی در جاده صدایی کلنگ مانند ایجاد کرد.
he heard a clunking noise from the engine and pulled over.
او صدای کلنگ مانند را از موتور شنید و کنار جاده توقف کرد.
the box fell to the ground with a loud clunking thud.
جعبه با صدای کلنگ مانند بلندی روی زمین افتاد.
she noticed a clunking in her bike's gears while riding.
او هنگام دوچرخه سواری متوجه صدای کلنگ مانند در دنده های دوچرخه خود شد.
the clunking of the metal parts echoed in the empty room.
صدای کلنگ مانند قطعات فلزی در اتاق خالی طنین انداز شد.
after the fall, there was a clunking sound from his ankle.
پس از سقوط، صدای کلنگ مانند از مچ پا شنیده شد.
the clunking of the heavy machinery could be heard from afar.
صدای کلنگ مانند ماشین آلات سنگین را می توان از دور شنید.
he fixed the clunking door hinge with some oil.
او لولا درب کلنگ مانند را با کمی روغن تعمیر کرد.
the clunking of the pots and pans signaled dinner was ready.
صدای کلنگ مانند قابلمه ها و تابه ها نشان دهنده آماده شدن شام بود.
with a clunking sound, the lid finally came off the jar.
با صدای کلنگ مانند، درب در نهایت از روی شیشه جدا شد.
clunking noise
صدای کلنگ مانند
clunking sound
صدای کلنگ مانند
clunking metal
فلز کلنگ مانند
clunking steps
قدمهای کلنگ مانند
clunking mechanism
مکانیزم کلنگ مانند
clunking gears
چرخ دنده های کلنگ مانند
clunking joints
مفاصل کلنگ مانند
clunking engine
موتور کلنگ مانند
clunking door
در کلنگ مانند
clunking car
ماشین کلنگ مانند
the old car made a clunking sound as it drove down the road.
خودروی قدیمی هنگام رانندگی در جاده صدایی کلنگ مانند ایجاد کرد.
he heard a clunking noise from the engine and pulled over.
او صدای کلنگ مانند را از موتور شنید و کنار جاده توقف کرد.
the box fell to the ground with a loud clunking thud.
جعبه با صدای کلنگ مانند بلندی روی زمین افتاد.
she noticed a clunking in her bike's gears while riding.
او هنگام دوچرخه سواری متوجه صدای کلنگ مانند در دنده های دوچرخه خود شد.
the clunking of the metal parts echoed in the empty room.
صدای کلنگ مانند قطعات فلزی در اتاق خالی طنین انداز شد.
after the fall, there was a clunking sound from his ankle.
پس از سقوط، صدای کلنگ مانند از مچ پا شنیده شد.
the clunking of the heavy machinery could be heard from afar.
صدای کلنگ مانند ماشین آلات سنگین را می توان از دور شنید.
he fixed the clunking door hinge with some oil.
او لولا درب کلنگ مانند را با کمی روغن تعمیر کرد.
the clunking of the pots and pans signaled dinner was ready.
صدای کلنگ مانند قابلمه ها و تابه ها نشان دهنده آماده شدن شام بود.
with a clunking sound, the lid finally came off the jar.
با صدای کلنگ مانند، درب در نهایت از روی شیشه جدا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید