thudded

[ایالات متحده]/θʌdɪd/
[بریتانیا]/θʌdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته thud

عبارات و ترکیب‌ها

thudded loudly

با صدای بلند برخورد کرد

thudded heavily

به شدت برخورد کرد

thudded against

برخورد کرد به

thudded to ground

بر روی زمین برخورد کرد

thudded on floor

بر روی زمین برخورد کرد

thudded in silence

در سکوت برخورد کرد

thudded like thunder

مانند رعد و برق برخورد کرد

thudded with force

با قدرت برخورد کرد

thudded from above

از بالا برخورد کرد

thudded to stop

برای متوقف شدن برخورد کرد

جملات نمونه

the basketball thudded against the floor after the missed shot.

توپ بسکتبال پس از شوت ناموفق به شدت به زمین برخورد کرد.

the book thudded onto the table with a loud noise.

کتاب با صدای بلند روی میز افتاد.

he thudded his fist on the desk in frustration.

او در حالی که ناامید بود، مشتش را روی میز کوبید.

the heavy box thudded as it hit the ground.

جعبه سنگین هنگام برخورد به زمین با شدت برخورد کرد.

the thunder thudded in the distance, signaling a storm.

رعد و برق در دوردست به صدا درآمد و نشان دهنده طوفان بود.

she thudded her bag down, exhausted from the trip.

او در حالی که از سفر خسته بود، کیف خود را با شدت روی زمین گذاشت.

the drum thudded rhythmically during the performance.

درام در طول اجرا به طور ریتمیک کوبیده شد.

the dog thudded against the door, eager to go outside.

سگ با اشتیاق برای بیرون رفتن، با شدت به در برخورد کرد.

his heart thudded in his chest as he approached the stage.

قلبش در حالی که به سمت صحنه می‌رفت، در سینه‌اش به شدت می‌کوبید.

the ball thudded against the wall and bounced back.

توپ به دیوار برخورد کرد و دوباره به عقب پرتاب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید