| جمع | coachloads |
coachload of passengers
گروهی از مسافران
coachload of tourists
گروهی از گردشگران
coachload of students
گروهی از دانش آموزان
coachload of luggage
گروهی از چمدانها
coachload of fans
گروهی از طرفداران
coachload of children
گروهی از کودکان
coachload of goods
گروهی از کالاها
coachload of athletes
گروهی از ورزشکاران
coachload of workers
گروهی از کارگران
coachload of delegates
گروهی از نمایندگان
we transported a coachload of tourists to the museum.
ما گروهی از گردشگران را به موزه منتقل کردیم.
the coachload of students arrived just in time for the show.
گروه دانشجویان درست به موقع برای نمایش رسیدند.
each coachload was greeted with a warm welcome at the hotel.
هر گروه با استقبال گرم در هتل مورد استقبال قرار گرفت.
we need to arrange meals for the coachload of visitors.
ما باید غذا برای گروه بازدیدکنندگان ترتیب دهیم.
the coachload of fans cheered loudly at the concert.
گروه طرفداران با صدای بلند در کنسرت تشویق کردند.
after a long journey, the coachload finally reached their destination.
پس از یک سفر طولانی، گروه سرانجام به مقصد خود رسیدند.
it was a coachload of athletes heading to the competition.
این گروهی از ورزشکارانی بود که به سمت مسابقات می رفتند.
the travel agency booked a coachload for the weekend trip.
آژانس مسافرتی یک گروه را برای سفر آخر هفته رزرو کرد.
a coachload of children visited the zoo on a school trip.
گروهی از کودکان در یک سفر مدرسه ای از باغ وحش بازدید کردند.
they organized a coachload of volunteers for the charity event.
آنها یک گروه از داوطلبان را برای رویداد خیریه سازماندهی کردند.
coachload of passengers
گروهی از مسافران
coachload of tourists
گروهی از گردشگران
coachload of students
گروهی از دانش آموزان
coachload of luggage
گروهی از چمدانها
coachload of fans
گروهی از طرفداران
coachload of children
گروهی از کودکان
coachload of goods
گروهی از کالاها
coachload of athletes
گروهی از ورزشکاران
coachload of workers
گروهی از کارگران
coachload of delegates
گروهی از نمایندگان
we transported a coachload of tourists to the museum.
ما گروهی از گردشگران را به موزه منتقل کردیم.
the coachload of students arrived just in time for the show.
گروه دانشجویان درست به موقع برای نمایش رسیدند.
each coachload was greeted with a warm welcome at the hotel.
هر گروه با استقبال گرم در هتل مورد استقبال قرار گرفت.
we need to arrange meals for the coachload of visitors.
ما باید غذا برای گروه بازدیدکنندگان ترتیب دهیم.
the coachload of fans cheered loudly at the concert.
گروه طرفداران با صدای بلند در کنسرت تشویق کردند.
after a long journey, the coachload finally reached their destination.
پس از یک سفر طولانی، گروه سرانجام به مقصد خود رسیدند.
it was a coachload of athletes heading to the competition.
این گروهی از ورزشکارانی بود که به سمت مسابقات می رفتند.
the travel agency booked a coachload for the weekend trip.
آژانس مسافرتی یک گروه را برای سفر آخر هفته رزرو کرد.
a coachload of children visited the zoo on a school trip.
گروهی از کودکان در یک سفر مدرسه ای از باغ وحش بازدید کردند.
they organized a coachload of volunteers for the charity event.
آنها یک گروه از داوطلبان را برای رویداد خیریه سازماندهی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید