coachload

[ایالات متحده]/ˈkəʊtʃləʊd/
[بریتانیا]/ˈkoʊtʃloʊd/

ترجمه

n. تعداد کل مسافران در یک اتوبوس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

coachload of passengers

گروهی از مسافران

coachload of tourists

گروهی از گردشگران

coachload of students

گروهی از دانش آموزان

coachload of luggage

گروهی از چمدان‌ها

coachload of fans

گروهی از طرفداران

coachload of children

گروهی از کودکان

coachload of goods

گروهی از کالاها

coachload of athletes

گروهی از ورزشکاران

coachload of workers

گروهی از کارگران

coachload of delegates

گروهی از نمایندگان

جملات نمونه

we transported a coachload of tourists to the museum.

ما گروهی از گردشگران را به موزه منتقل کردیم.

the coachload of students arrived just in time for the show.

گروه دانشجویان درست به موقع برای نمایش رسیدند.

each coachload was greeted with a warm welcome at the hotel.

هر گروه با استقبال گرم در هتل مورد استقبال قرار گرفت.

we need to arrange meals for the coachload of visitors.

ما باید غذا برای گروه بازدیدکنندگان ترتیب دهیم.

the coachload of fans cheered loudly at the concert.

گروه طرفداران با صدای بلند در کنسرت تشویق کردند.

after a long journey, the coachload finally reached their destination.

پس از یک سفر طولانی، گروه سرانجام به مقصد خود رسیدند.

it was a coachload of athletes heading to the competition.

این گروهی از ورزشکارانی بود که به سمت مسابقات می رفتند.

the travel agency booked a coachload for the weekend trip.

آژانس مسافرتی یک گروه را برای سفر آخر هفته رزرو کرد.

a coachload of children visited the zoo on a school trip.

گروهی از کودکان در یک سفر مدرسه ای از باغ وحش بازدید کردند.

they organized a coachload of volunteers for the charity event.

آنها یک گروه از داوطلبان را برای رویداد خیریه سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید