coaxer

[ایالات متحده]/ˈkəʊksər/
[بریتانیا]/ˈkoʊksər/

ترجمه

n. کسی که ترغیب می‌کند
شکل‌های واژه
جمعcoaxers

عبارات و ترکیب‌ها

a coaxer

یک تشویق‌کننده

the coaxer

تشویق‌کننده

patient coaxer

تشویق‌کننده صبور

skilled coaxer

تشویق‌کننده ماهر

expert coaxer

تشویق‌کننده متخصص

جملات نمونه

the therapist acted as a skilled coaxer, helping the shy child express feelings.

درمانگر به عنوان یک فرد ماهر تشویق کننده عمل کرد و کودک خجالتی را کمک کرد تا احساسات خود را بیان کند.

a patient coaxer can eventually get even the most stubborn person to change their mind.

یک فرد صبور که تشویق می کند در نهایت می تواند حتی شخصی سخت گوی را باعث تغییر نظر کند.

she served as a gentle coaxer, guiding her elderly mother through the new technology.

او به عنوان یک فرد مهربان که تشویق می کرد، مادر سالمند خود را در مواجهه با فناوری جدید راهنمایی کرد.

the negotiator was a master coaxer who could convince anyone to agree.

مذاکره گر یک فرد ماهر تشویق کننده بود که می توانست هر کسی را به توافق برساند.

as a professional coaxer, he was hired to convince the reclusive artist to exhibit.

به عنوان یک فرد حرفه ای تشویق کننده، او استخدام شد تا هنرمند بیرونی را به نمایش دادن وادار کند.

the teacher proved to be a quiet coaxer, never raising her voice to discipline.

معلم به عنوان یک فرد آرام تشویق کننده ثابت شد که هرگز صدای خود را برای تأديب بالا نمی برد.

an experienced coaxer knows when to push and when to wait.

یک فرد تجربه دار تشویق کننده می داند که چه زمانی باید فشار بیشتری وارد کند و چه زمانی باید صبر کند.

her role as a diplomatic coaxer helped resolve the family dispute.

نقش او به عنوان یک فرد دیپلماتیک تشویق کننده به حل اختلاف خانوادگی کمک کرد.

the salesman's success came from being a persistent but kind coaxer.

موفقیت فروشنده از اینجا آمد که یک فرد پایبند اما مهربان تشویق کننده بود.

the political advisor worked as a subtle coaxer behind the scenes.

مجری امور سیاسی به عنوان یک فرد ظریف تشویق کننده در پشت صحنه کار می کرد.

a skilled coaxer must have immense patience and empathy.

یک فرد ماهر تشویق کننده باید صبر زیادی و همدلی داشته باشد.

the camp counselor acted as a cheerful coaxer, encouraging nervous new campers.

مربی ارکان به عنوان یک فرد خوشحال تشویق کننده عمل کرد و افراد جدید نگران ارکان را تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید