cogged

[ایالات متحده]/kɒɡd/
[بریتانیا]/kɑɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دندانه یا دندانه‌های چرخ دنده؛ تقلبی؛ فریبنده
v. گذشته‌ی فعلی cog؛ تجهیز کردن با دندانه‌ها؛ تقلب کردن با تاس‌های بارگذاری شده؛ اشتباه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cogged wheel

چرخ دنده‌دار

cogged belt

کمربند دنده‌دار

cogged mechanism

مکانیزم دنده‌دار

cogged drive

سیستم انتقال دنده‌دار

cogged gear

چرخ دنده

cogged system

سیستم دنده‌دار

cogged action

عملکرد دنده‌دار

cogged interaction

تعامل دنده‌دار

cogged rotation

چرخش دنده‌دار

cogged engagement

اتصال دنده‌دار

جملات نمونه

the machine cogged during operation, causing a delay.

ماشین در حین کار دچار مشکل شد و باعث تأخیر گردید.

she felt cogged in her thoughts, unable to express herself.

او احساس می‌کرد که در افکارش گیر کرده و نمی‌تواند خود را بیان کند.

the gears cogged together smoothly, ensuring efficiency.

چرخ‌دندها به طور روان با هم درگیر شدند و کارایی را تضمین کردند.

his progress cogged when he faced unexpected challenges.

پیشرفت او زمانی که با چالش‌های پیش‌بینی نشده روبرو شد، متوقف شد.

the team cogged in their efforts to complete the project.

تیم در تلاش برای تکمیل پروژه دچار مشکل شد.

she noticed the cogged connection between the two ideas.

او ارتباط درهم‌پیچیده بین دو ایده را متوجه شد.

the clock cogged, making it difficult to tell the time.

ساعت دچار مشکل شد و تشخیص زمان را دشوار کرد.

his enthusiasm cogged when he received negative feedback.

شور و اشتیاق او زمانی که بازخورد منفی دریافت کرد، کاهش یافت.

the project cogged due to a lack of resources.

به دلیل کمبود منابع، پروژه دچار مشکل شد.

they tried to fix the cogged mechanism in the engine.

آنها سعی کردند مکانیسم معیوب را در موتور تعمیر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید