cogging

[ایالات متحده]/ˈkɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثر دندان‌های درهم‌رفته در یک سیستم مکانیکی; یک اصطلاح مشترک یا جمعی برای نوعی مفصل

عبارات و ترکیب‌ها

cogging torque

گشتاور گیر کردن

cogging effect

اثر گیر کردن

cogging noise

نویز گیر کردن

cogging loss

اتلاف گیر کردن

cogging behavior

رفتار گیر کردن

cogging control

کنترل گیر کردن

cogging analysis

تجزیه و تحلیل گیر کردن

cogging reduction

کاهش گیر کردن

cogging measurement

اندازه گیری گیر کردن

cogging simulation

شبیه سازی گیر کردن

جملات نمونه

the cogging effect can cause unwanted vibrations in the motor.

اثر کوگینگ می‌تواند باعث لرزش ناخواسته در موتور شود.

we need to measure the cogging torque to improve performance.

ما باید گشتاور کوگینگ را برای بهبود عملکرد اندازه گیری کنیم.

cogging can significantly reduce the efficiency of electric machines.

کوگینگ می‌تواند به طور قابل توجهی راندمان ماشین‌های الکتریکی را کاهش دهد.

engineers are working to minimize cogging in their designs.

مهندسان برای به حداقل رساندن کوگینگ در طرح های خود تلاش می کنند.

understanding cogging is essential for motor design.

درک کوگینگ برای طراحی موتور ضروری است.

cogging can lead to inconsistent performance in machinery.

کوگینگ می‌تواند منجر به عملکرد ناسازگار در ماشین‌آلات شود.

reducing cogging is a key goal in electric motor development.

کاهش کوگینگ یک هدف کلیدی در توسعه موتورهای الکتریکی است.

testing for cogging is part of the quality assurance process.

آزمایش برای کوگینگ بخشی از فرآیند تضمین کیفیت است.

the cogging phenomenon can affect the user experience.

اثر کوگینگ می‌تواند بر تجربه کاربر تأثیر بگذارد.

innovations in technology aim to reduce cogging effects.

نوآوری در فناوری برای کاهش اثرات کوگینگ هدف گذاری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید