turning cogwheels
چرخ دندههای چرخان
stalled cogwheels
چرخ دندههای متوقف شده
interlocking cogwheels
چرخ دندههای متشابک
rusty cogwheels
چرخ دندههای زنگزده
greased cogwheels
چرخ دندههای چربشده
broken cogwheels
چرخ دندههای شکسته
working cogwheels
چرخ دندههای کارکرده
complex cogwheels
چرخ دندههای پیچیده
giant cogwheels
چرخ دندههای عظیم
silent cogwheels
چرخ دندههای آروم
the complex machine had interlocking cogwheels that whirred smoothly.
ماشین پیچیدهای دارای چرخهای دندانهای متشابک بود که به صورت یکپارچه چرخید.
he felt like a small cogwheel in a vast, impersonal system.
او احساس میکرد که یک چرخ دندانهای کوچک در یک سیستم بزرگ و بیاشتیاق است.
the factory floor was filled with the rhythmic turning of cogwheels.
زمین کارخانه با چرخش ریتمیک چرخهای دندانهای پر شده بود.
the project's success depended on all the cogwheels working together.
موفقیت پروژه به این بستگی داشت که آیا تمام چرخهای دندانهای با هم کار میکنند یا خیر.
the old clock's cogwheels were stiff and rusty after years of neglect.
چرخهای دندانهای ساعت قدیمی پس از چندین سال نادیده گرفته شدن سخت و زنگزدگی شده بودند.
the company's internal processes were like a series of interconnected cogwheels.
فرآیندهای داخلی شرکت مانند یک سری چرخهای دندانهای به هم پیوسته بود.
the tiny cogwheels meshed perfectly, driving the mechanism forward.
چرخهای دندانهای کوچک به طور کامل با هم جور درآمدند و مکانیسم را به جلو میراندند.
the broken cogwheel brought the entire assembly line to a halt.
چرخ دندانهای شکسته تمام خط تولید را متوقف کرد.
the engineer carefully inspected the cogwheels for wear and tear.
مهندس با دقت چرخهای دندانهای را برای سایزگی و اساییدگی بررسی کرد.
the intricate design featured numerous precisely cut cogwheels.
طراحی پیچیده چندین چرخ دندانهای به طور دقیق قطع شده را داشت.
the gears and cogwheels spun in perfect synchronization.
چرخهای دنده و چرخهای دندانهای به طور کامل همزمان چرخیدند.
turning cogwheels
چرخ دندههای چرخان
stalled cogwheels
چرخ دندههای متوقف شده
interlocking cogwheels
چرخ دندههای متشابک
rusty cogwheels
چرخ دندههای زنگزده
greased cogwheels
چرخ دندههای چربشده
broken cogwheels
چرخ دندههای شکسته
working cogwheels
چرخ دندههای کارکرده
complex cogwheels
چرخ دندههای پیچیده
giant cogwheels
چرخ دندههای عظیم
silent cogwheels
چرخ دندههای آروم
the complex machine had interlocking cogwheels that whirred smoothly.
ماشین پیچیدهای دارای چرخهای دندانهای متشابک بود که به صورت یکپارچه چرخید.
he felt like a small cogwheel in a vast, impersonal system.
او احساس میکرد که یک چرخ دندانهای کوچک در یک سیستم بزرگ و بیاشتیاق است.
the factory floor was filled with the rhythmic turning of cogwheels.
زمین کارخانه با چرخش ریتمیک چرخهای دندانهای پر شده بود.
the project's success depended on all the cogwheels working together.
موفقیت پروژه به این بستگی داشت که آیا تمام چرخهای دندانهای با هم کار میکنند یا خیر.
the old clock's cogwheels were stiff and rusty after years of neglect.
چرخهای دندانهای ساعت قدیمی پس از چندین سال نادیده گرفته شدن سخت و زنگزدگی شده بودند.
the company's internal processes were like a series of interconnected cogwheels.
فرآیندهای داخلی شرکت مانند یک سری چرخهای دندانهای به هم پیوسته بود.
the tiny cogwheels meshed perfectly, driving the mechanism forward.
چرخهای دندانهای کوچک به طور کامل با هم جور درآمدند و مکانیسم را به جلو میراندند.
the broken cogwheel brought the entire assembly line to a halt.
چرخ دندانهای شکسته تمام خط تولید را متوقف کرد.
the engineer carefully inspected the cogwheels for wear and tear.
مهندس با دقت چرخهای دندانهای را برای سایزگی و اساییدگی بررسی کرد.
the intricate design featured numerous precisely cut cogwheels.
طراحی پیچیده چندین چرخ دندانهای به طور دقیق قطع شده را داشت.
the gears and cogwheels spun in perfect synchronization.
چرخهای دنده و چرخهای دندانهای به طور کامل همزمان چرخیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید