uncollared

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɒlərd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkɒlərd]/

ترجمه

v. از دور گردنبند خارج کردن؛ بدون گردنبند بودن (مثلاً در مورد یک پیراهن).
adj. بدون گردنبند.

عبارات و ترکیب‌ها

uncollared dog

سگ بدون قلاده

an uncollared cat

گربه بدون قلاده

uncollared freedom

آزادی بدون قلاده

being uncollared

بدون قلاده بودن

uncollared wanderer

گردشگر بدون قلاده

uncollared spirit

روح آزاد

felt uncollared

احساس آزادی

stay uncollared

آزاد بمان

uncollared life

زندگی آزاد

running uncollared

بدون قلاده دویدن

جملات نمونه

the uncollared dog wandered freely through the park.

سگ بدون قلاده آزادانه در پارک پرسه می‌زد.

he felt uncollared by the rigid office rules.

او احساس می‌کرد که قوانین سختگیرانه دفتر او را از هرگونه محدودیت رها کرده است.

an uncollared spirit, she traveled the world alone.

با روحی آزاد، او تنها جهان را سفر کرد.

the uncollared cat slipped through the fence.

گربه بدون قلاده از میان حصار سر می‌خورد.

he presented himself as an uncollared rebel against the system.

او خود را به عنوان یک شورشی آزاد در برابر سیستم معرفی کرد.

the uncollared artist defied convention in his work.

هنرمند آزاد در آثار خود با سنت‌ها مخالفت می‌کرد.

she preferred an uncollared lifestyle, free from obligations.

او سبک زندگی آزاد و بدون تعهد را ترجیح می‌داد.

the uncollared youth challenged societal norms.

جوانان آزاد هنجارهای جامعه را به چالش می‌کشیدند.

he described his writing style as uncollared and experimental.

او سبک نویسندگی خود را آزاد و تجربی توصیف کرد.

the uncollared horse bolted from the stable.

اسب آزاد از طویله فرار کرد.

she valued an uncollared approach to problem-solving.

او یک رویکرد آزاد برای حل مشکلات را ارزشمند می‌دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید