collate

[ایالات متحده]/kəˈleɪt/
[بریتانیا]/kəˈleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بررسی خطاها یا ناهماهنگی‌ها؛ یک وعده غذایی سبک؛ شخصی که خطاها یا ناهماهنگی‌ها را بررسی می‌کند؛ یک تنظیم‌کننده
vt. بررسی خطاها یا ناهماهنگی‌ها؛ ترتیب دادن به صورت منظم
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcollating
زمان گذشتهcollated
شکل سوم شخص مفردcollates
قسمت سوم فعلcollated
جمعcollates

عبارات و ترکیب‌ها

collate data

گردآوری داده‌ها

collate information

گردآوری اطلاعات

collate documents

گردآوری اسناد

جملات نمونه

collate a new edition with an earlier one

مقایسه یک نسخه جدید با یک نسخه قدیمی‌تر

these accounts he collated with his own experience.

او این حساب ها را با تجربه خود مقایسه کرد.

When both versions of the story were collated,major discrepancies were found.

وقتی هر دو نسخه داستان مقایسه شدند، اختلافات بزرگی کشف شد.

Beginning with the basic concept and definition of version, bibliology and version of piano sonata literature, the subject will be collated to the category of bibliology.

با شروع از مفهوم و تعریف اساسی نسخه، کتابشناسی و نسخه ادبیات سونات پیانو، این موضوع در دسته کتابشناسی مقایسه خواهد شد.

I need to collate all the data before presenting it to the team.

من باید تمام داده ها را قبل از ارائه به تیم مقایسه کنم.

It's important to collate feedback from various sources to get a comprehensive understanding.

مهم است که بازخورد از منابع مختلف جمع آوری شود تا درک کاملی حاصل شود.

The librarian will collate the books according to their genres on the shelves.

کتابدار کتاب ها را بر اساس ژانرهای آنها روی قفسه ها مقایسه خواهد کرد.

Please collate the documents in chronological order for easy reference.

لطفاً اسناد را به ترتیب زمانی برای ارجاع آسان مقایسه کنید.

The research assistant will collate the survey responses for analysis.

دستیار تحقیق پاسخ های نظرسنجی را برای تجزیه و تحلیل مقایسه خواهد کرد.

I will collate the sales figures from different regions to prepare the report.

من داده های فروش را از مناطق مختلف مقایسه خواهم کرد تا گزارش را تهیه کنم.

The editor needs to collate all the articles for the upcoming issue of the magazine.

ویراستار باید تمام مقالات را برای شماره بعدی مجله مقایسه کند.

We should collate all the expenses for the project to keep track of the budget.

ما باید تمام هزینه های پروژه را برای پیگیری بودجه مقایسه کنیم.

The teacher asked the students to collate their research findings into a presentation.

معلم از دانش آموزان خواست یافته های تحقیقاتی خود را در یک ارائه مقایسه کنند.

The team leader will collate the feedback from the clients to improve the product.

رهبر تیم بازخورد مشتریان را برای بهبود محصول مقایسه خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید