collated data
دادههای گردآوریشده
collated results
نتایج گردآوریشده
collated information
اطلاعات گردآوریشده
collated reports
گزارشهای گردآوریشده
collated findings
یافتههای گردآوریشده
collated statistics
آمار گردآوریشده
collated feedback
بازخورد گردآوریشده
collated summary
خلاصه گردآوریشده
collated notes
یادداشتهای گردآوریشده
collated documents
اسناد گردآوریشده
the data was collated from various sources.
اطلاعات از منابع مختلف جمعآوری شد.
she collated the research findings into a comprehensive report.
او یافتههای تحقیقاتی را در یک گزارش جامع جمعآوری کرد.
all the feedback was collated before the final decision was made.
قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، تمام بازخوردها جمعآوری شد.
the team collated statistics to analyze the trends.
تیم آمارها را برای تجزیه و تحلیل روندها جمعآوری کرد.
they collated the votes to determine the winner.
آنها آرا را برای تعیین برنده جمعآوری کردند.
collated information helps in making informed decisions.
اطلاعات جمعآوری شده به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک میکند.
the documents were collated for the audit process.
اسناد برای فرآیند ممیزی جمعآوری شدند.
he collated his notes to prepare for the presentation.
او یادداشتهای خود را برای آمادگی برای ارائه جمعآوری کرد.
we collated the survey results to understand customer preferences.
ما نتایج نظرسنجی را برای درک ترجیحات مشتری جمعآوری کردیم.
the library collated various articles for the research project.
کتابخانه مقالات مختلف را برای پروژه تحقیقاتی جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید