colligated

[ایالات متحده]/kəˈlɪɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/kəˈlɪɡeɪtɪd/

ترجمه

v. به هم پیوسته; ترکیب شده

عبارات و ترکیب‌ها

colligated data

داده‌های مرتبط

colligated results

نتایج مرتبط

colligated information

اطلاعات مرتبط

colligated records

سوابق مرتبط

colligated sources

منابع مرتبط

colligated findings

یافته‌های مرتبط

colligated statistics

آمار مرتبط

colligated reports

گزارش‌های مرتبط

colligated evidence

شواهد مرتبط

colligated insights

بینش‌های مرتبط

جملات نمونه

the data was colligated into a comprehensive report.

داده‌ها در یک گزارش جامع جمع‌آوری شدند.

all the findings were colligated for the final presentation.

تمام یافته‌ها برای ارائه نهایی جمع‌آوری شدند.

research results need to be colligated before publication.

نتایج تحقیقات باید قبل از انتشار جمع‌آوری شوند.

the team colligated various sources to support their argument.

تیم، منابع مختلفی را برای حمایت از استدلال خود جمع‌آوری کرد.

colligated data helps in making informed decisions.

داده‌های جمع‌آوری‌شده به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک می‌کند.

she colligated her notes for the exam preparation.

او یادداشت‌های خود را برای آمادگی امتحان جمع‌آوری کرد.

all relevant information was colligated to create a clear picture.

تمام اطلاعات مربوطه برای ایجاد یک تصویر واضح جمع‌آوری شدند.

the project manager colligated feedback from the team.

مدیر پروژه بازخورد تیم را جمع‌آوری کرد.

they colligated the historical data for analysis.

آنها داده‌های تاریخی را برای تجزیه و تحلیل جمع‌آوری کردند.

the report colligated various viewpoints on the issue.

گزارش دیدگاه‌های مختلف در مورد موضوع را جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید