collusion

[ایالات متحده]/kəˈluːʒn/
[بریتانیا]/kəˈluːʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. توطئه، همدستی، همکاری.

عبارات و ترکیب‌ها

in collusion with

در تبانی با

جملات نمونه

I hear the smack of collusion between them.

من صدای برخورد و تبانی بین آنها را می‌شنوم.

The officials are in collusion with the criminals.

مقامات با مجرمان تبانی کرده اند.

collusion between media owners and political leaders.

تبانی بین صاحبان رسانه و رهبران سیاسی.

They secretly entered into collusion with the northern warlords.

آنها به طور مخفیانه با فرماندهان جنگ شمال تبانی کردند.

the armed forces were working in collusion with drug traffickers.

نیروی نظامی با قاچاقچیان مواد مخدر تبانی می‌کرد.

We declared against the draft resolution put forward by the member states in collusion with the aggressor.

ما با طرحی که توسط کشورهای عضو با همدستی مهاجم ارائه شده بود مخالفت کردیم.

If it had not been for collusion between criminals and a few corrupt police officers, the drug ring would have been exposed long ago.

اگر تبانی بین مجرمان و چند افسر پلیس فاسد نبود، باند مواد مخدر خیلی زودتر افشا می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید