collying

[ایالات متحده]/ˈkɒlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːliŋ/

ترجمه

vt. (بریتانیایی) چیزی را سیاه کردن
n. خاکهٔ پوتاش; خاک زغال; (کولی) یک نام خانوادگی; (بریتانیایی، فرانسوی) کولی

عبارات و ترکیب‌ها

collying birds

پرندگان کولینگ

collying clouds

ابر های کولینگ

collying waves

امواج کولینگ

collying leaves

برگ های کولینگ

collying sounds

صداهای کولینگ

collying colors

رنگ های کولینگ

collying thoughts

افکار کولینگ

collying stars

ستاره های کولینگ

collying ideas

ایده های کولینگ

collying people

مردم کولینگ

جملات نمونه

she enjoys collying with her friends on weekends.

او از گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

collying over coffee can strengthen relationships.

گفت‌وگو در کنار قهوه می‌تواند روابط را تقویت کند.

they spent the evening collying and sharing stories.

آنها شب را با گفت‌وگو و به اشتراک گذاشتن داستان‌ها گذراندند.

collying at the park is a great way to relax.

گفت‌وگو در پارک یک راه عالی برای آرامش است.

we often have collying sessions to discuss our projects.

ما اغلب جلسات گفت‌وگو برای بحث در مورد پروژه‌هایمان داریم.

collying with colleagues can improve team dynamics.

گفت‌وگو با همکاران می‌تواند پویایی گروه را بهبود بخشد.

he loves collying with his family during holidays.

او عاشق گفت‌وگو با خانواده‌اش در تعطیلات است.

collying at the beach is a summer tradition.

گفت‌وگو در ساحل یک سنت تابستانی است.

they organized a collying event for the community.

آنها یک رویداد گفت‌وگو برای جامعه سازماندهی کردند.

collying can help relieve stress and build connections.

گفت‌وگو می‌تواند به کاهش استرس و ایجاد ارتباط کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید