going

[ایالات متحده]/'gəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡoɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خروج; وضعیت کاری; رفتار; شرایط زمین
adj. در حال پیشرفت; محبوب; موجود
v. پیشرفت; ترک; عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

going out

بیرون رفتن

going on

در حال انجام دادن

going through

در حال گذر کردن

going up

بالا رفتن

keep going

ادامه بده

going down

در حال پایین رفتن

get going

شروع به کار کردن

going over

مرور کردن

easy going

آسان پسند

going away

رفتن

going public

عرضه عمومی

going strong

در حال قدرت

must be going

باید در حال رفتن باشد

how's it going

چگونه پیش می‌رود؟

going rate

نرخ جاری

ocean going

مناسب برای تردد در اقیانوس

good going

خوب پیش رفت

going price

قیمت فعلی

جملات نمونه

this is going to be a pushover.

این یک کار بسیار آسان خواهد بود.

going on this premise

با توجه به این فرض

the war was going badly.

جنگ به خوبی پیش نمی رفت.

a machine in going order.

یک ماشین در حال کارکرد

the country is going to the dogs.

کشور در حال سقوط است.

the food is going bad.

غذا در حال فاسد شدن است.

going home for lunch.

برای ناهار به خانه می روم.

he's going to speak.

او قرار است صحبت کند.

they're going to be massive.

آنها بسیار بزرگ خواهند بود.

going inside the house.

وارد خانه می شوم.

the tide was going out.

مد در حال پایین رفتن بود.

the place was going for a song.

آن مکان را خیلی ارزان می فروختند.

going up the Palais.

به سمت Palais رفتن.

It's going to rain .

قرار است باران ببارد.

I'mafraid it's going to rain.

می ترسم باران ببارد.

relax by going to the movies

با رفتن به سینما استراحت کنید.

a movie going into production.

یک فیلم در حال ورود به مرحله تولید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید