commentating

[ایالات متحده]/ˈkɒmənteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːmənteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تفسیر یا توضیح دادن

عبارات و ترکیب‌ها

live commentating

گزارش‌گران زنده

sports commentating

گزارش‌گری ورزشی

commentating team

گروه گزارش‌گران

expert commentating

گزارش‌گری تخصصی

commentating style

سبک گزارش‌گری

commentating booth

غرفه گزارش‌گری

commentating duties

وظایف گزارش‌گری

commentating partner

همکار گزارش‌گر

commentating skills

مهارت‌های گزارش‌گری

commentating session

جلسه گزارش‌گری

جملات نمونه

he is commentating on the game for the local radio station.

او در حال گزارش بازی برای ایستگاه رادیویی محلی است.

she enjoys commentating during live sports events.

او از گزارش در طول رویدادهای ورزشی زنده لذت می برد.

the expert is commentating on the political debate.

متخصص در حال گزارش مناظره سیاسی است.

they hired a professional for commentating at the tournament.

آنها برای گزارش در مسابقات یک متخصص استخدام کردند.

commentating on documentaries requires thorough research.

گزارش در مورد مستندها نیاز به تحقیقات کامل دارد.

he has a talent for commentating on fashion shows.

او استعداد گزارش در مورد نمایش های مد را دارد.

she is known for her lively commentating style.

او به خاطر سبک گزارش زنده خود شناخته شده است.

commentating can be challenging without proper training.

گزارش بدون آموزش مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.

the commentator was praised for his insightful commentating.

گزارشگر به خاطر گزارش روشنگرانه خود مورد تحسین قرار گرفت.

he spent years developing his skills in commentating.

او سالها برای توسعه مهارت های خود در گزارش وقت گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید