| زمان گذشته | commingled |
| قسمت سوم فعل | commingled |
| صفت یا فعل حال استمراری | commingling |
| شکل سوم شخص مفرد | commingles |
| جمع | commingles |
commingle ideas
ترکیب ایدهها
commingle resources
ترکیب منابع
commingle data
ترکیب دادهها
commingle interests
ترکیب علایق
commingle funds
ترکیب بودجهها
commingle cultures
ترکیب فرهنگها
commingle efforts
ترکیب تلاشها
commingle thoughts
ترکیب افکار
commingle experiences
ترکیب تجربیات
commingle passions
ترکیب اشتیاقها
in the art of cooking, flavors often commingle to create unique dishes.
در هنر آشپزی، طعمها اغلب با هم ترکیب میشوند تا غذاهای منحصر به فردی ایجاد کنند.
during the festival, cultures will commingle, showcasing diversity.
در طول جشنواره، فرهنگها با هم ترکیب میشوند و تنوع را به نمایش میگذارند.
the two rivers commingle at the confluence, creating a beautiful scene.
دو رودخانه در محل تلاقی با هم ترکیب میشوند و صحنهای زیبا ایجاد میکنند.
when we commingle our ideas, we can achieve greater innovation.
وقتی ایدههای خود را با هم ترکیب کنیم، میتوانیم به نوآوری بیشتری دست یابیم.
in a successful team, individual strengths commingle to achieve common goals.
در یک تیم موفق، نقاط قوت فردی با هم ترکیب میشوند تا به اهداف مشترک دست یابند.
the scents of spices commingle in the air, enticing everyone.
عطر ادویهها در هوا با هم ترکیب میشود و همه را اغوا میکند.
as the music plays, different genres commingle, creating a unique sound.
همانطور که موسیقی پخش میشود، ژانرهای مختلف با هم ترکیب میشوند و صدایی منحصر به فرد ایجاد میکنند.
in this project, we will commingle our resources to maximize efficiency.
در این پروژه، منابع خود را با هم ترکیب خواهیم کرد تا کارایی را به حداکثر برسانیم.
when you commingle your talents with others, amazing things can happen.
وقتی استعدادهای خود را با دیگران ترکیب کنید، اتفاقات شگفت انگیزی رخ میدهد.
the colors commingle beautifully on the canvas, creating a stunning artwork.
رنگها به زیبایی روی بوم با هم ترکیب میشوند و یک اثر هنری خیرهکننده ایجاد میکنند.
commingle ideas
ترکیب ایدهها
commingle resources
ترکیب منابع
commingle data
ترکیب دادهها
commingle interests
ترکیب علایق
commingle funds
ترکیب بودجهها
commingle cultures
ترکیب فرهنگها
commingle efforts
ترکیب تلاشها
commingle thoughts
ترکیب افکار
commingle experiences
ترکیب تجربیات
commingle passions
ترکیب اشتیاقها
in the art of cooking, flavors often commingle to create unique dishes.
در هنر آشپزی، طعمها اغلب با هم ترکیب میشوند تا غذاهای منحصر به فردی ایجاد کنند.
during the festival, cultures will commingle, showcasing diversity.
در طول جشنواره، فرهنگها با هم ترکیب میشوند و تنوع را به نمایش میگذارند.
the two rivers commingle at the confluence, creating a beautiful scene.
دو رودخانه در محل تلاقی با هم ترکیب میشوند و صحنهای زیبا ایجاد میکنند.
when we commingle our ideas, we can achieve greater innovation.
وقتی ایدههای خود را با هم ترکیب کنیم، میتوانیم به نوآوری بیشتری دست یابیم.
in a successful team, individual strengths commingle to achieve common goals.
در یک تیم موفق، نقاط قوت فردی با هم ترکیب میشوند تا به اهداف مشترک دست یابند.
the scents of spices commingle in the air, enticing everyone.
عطر ادویهها در هوا با هم ترکیب میشود و همه را اغوا میکند.
as the music plays, different genres commingle, creating a unique sound.
همانطور که موسیقی پخش میشود، ژانرهای مختلف با هم ترکیب میشوند و صدایی منحصر به فرد ایجاد میکنند.
in this project, we will commingle our resources to maximize efficiency.
در این پروژه، منابع خود را با هم ترکیب خواهیم کرد تا کارایی را به حداکثر برسانیم.
when you commingle your talents with others, amazing things can happen.
وقتی استعدادهای خود را با دیگران ترکیب کنید، اتفاقات شگفت انگیزی رخ میدهد.
the colors commingle beautifully on the canvas, creating a stunning artwork.
رنگها به زیبایی روی بوم با هم ترکیب میشوند و یک اثر هنری خیرهکننده ایجاد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید