componentized

[ایالات متحده]/kəmˈpəʊnəntaɪzd/
[بریتانیا]/kəmˈpoʊnəntaɪzd/

ترجمه

adj. به مولفه‌ها تبدیل شده؛ سازمان‌یافته به ماژول‌های قابل استفاده (به‌ویژه در محاسبات)

عبارات و ترکیب‌ها

componentized design

طراحی مؤلفه‌ای

componentized architecture

معماری مؤلفه‌ای

componentized system

سیستم مؤلفه‌ای

componentized approach

رویکرد مؤلفه‌ای

componentized workflow

گردش کار مؤلفه‌ای

componentized modules

ماژول‌های مؤلفه‌ای

componentized components

مولفه‌های مؤلفه‌ای

componentized services

سرویس‌های مؤلفه‌ای

جملات نمونه

we componentized the checkout flow to speed up iterative releases.

ما جریان پرداخت را به اجزای کوچکتر تقسیم کردیم تا سرعت انتشارهای تکراری افزایش یابد.

the team componentized the ui layer for consistent styling across pages.

تیم لایه رابط کاربری را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد تا استایل‌دهی در تمام صفحات یکسان باشد.

they componentized shared logic into a reusable library for multiple apps.

آنها منطق مشترک را به یک کتابخانه قابل استفاده برای برنامه‌های متعدد تقسیم کردند.

after we componentized the navigation menu, maintenance became much easier.

پس از اینکه ما منوی ناوبری را به اجزای کوچکتر تقسیم کردیم، نگهداری بسیار آسان‌تر شد.

the developer componentized the form inputs to reduce duplicated code.

توسعه‌دهنده ورودی‌های فرم را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد تا کد تکراری کاهش یابد.

we componentized the dashboard widgets to enable rapid feature additions.

ما ویجت‌های داشبورد را به اجزای کوچکتر تقسیم کردیم تا افزودن ویژگی‌های جدید به سرعت امکان‌پذیر شود.

she componentized the design system components to align with accessibility rules.

او اجزای سیستم طراحی را به اجزای کوچکتر تقسیم کرد تا با قوانین دسترسی همسو شوند.

our engineers componentized the error handling to improve reliability.

مهندسان ما مدیریت خطا را به اجزای کوچکتر تقسیم کردند تا قابلیت اطمینان را بهبود بخشند.

the app was componentized with clear interfaces and stable apis.

برنامه با رابط‌های واضح و APIهای پایدار به اجزای کوچکتر تقسیم شد.

we componentized the header and footer for consistent branding.

ما هدر و پاورقی را به اجزای کوچکتر تقسیم کردیم تا برندسازی یکنواخت باشد.

they componentized the reporting module to support multiple data sources.

آنها ماژول گزارش‌گیری را به اجزای کوچکتر تقسیم کردند تا از منابع داده چندگانه پشتیبانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید