composted

[ایالات متحده]/kəmˈpɒstɪd/
[بریتانیا]/kəmˈpɔːstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته compost

عبارات و ترکیب‌ها

composted material

مواد کمپوست شده

composted waste

ضایعات کمپوست شده

composted soil

خاک کمپوست شده

composted organic

آلی کمپوست شده

composted products

محصولات کمپوست شده

composted materials

مواد کمپوست شده

composted garden

باغچه کمپوست شده

composted tea

چای کمپوست شده

composted food

غذاهای کمپوست شده

composted leaves

برگ‌های کمپوست شده

جملات نمونه

composted materials enrich the soil.

مواد کمپوست شده خاک را غنی می‌کنند.

we composted our kitchen scraps to reduce waste.

ما ضایعات آشپزخانه خود را کمپوست کردیم تا زباله را کاهش دهیم.

composted organic matter improves plant growth.

مواد آلی کمپوست شده باعث بهبود رشد گیاهان می‌شود.

they composted leaves and grass clippings from the yard.

آنها برگ‌ها و چمن‌های درزای حیاط را کمپوست کردند.

composted food waste can be used as fertilizer.

ضایعات غذایی کمپوست شده را می‌توان به عنوان کود استفاده کرد.

she composted her garden waste to create rich soil.

او زباله‌های باغ خود را کمپوست کرد تا خاک غنی ایجاد کند.

composted materials help retain moisture in the garden.

مواد کمپوست شده به حفظ رطوبت در باغ کمک می‌کنند.

we learned how to properly compost organic waste.

ما یاد گرفتیم چگونه به درستی زباله‌های آلی را کمپوست کنیم.

composted manure is beneficial for crop production.

کود کمپوست شده برای تولید محصول مفید است.

he composted his vegetable peels and fruit scraps.

او پوسته‌های سبزیجات و ضایعات میوه خود را کمپوست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید