compotes

[ایالات متحده]/ˈkɒmpəʊts/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه پخته شده که در شربت نگهداری می‌شود؛ کاسه میوه

عبارات و ترکیب‌ها

fruit compotes

مرباهای میوه

spiced compotes

مرباهای طعم دار

sweet compotes

مرباهای شیرین

dessert compotes

مرباهای دسر

homemade compotes

مرباهای خانگی

seasonal compotes

مرباهای فصلی

berry compotes

مرباهای توت

cooked compotes

مرباهای پخته

tart compotes

مرباهای ترش

citrus compotes

مرباهای مرکبات

جملات نمونه

we enjoyed a selection of fruit compotes for dessert.

ما مجموعه‌ای از مرباهای میوه را برای دسر از آن لذت بردیم.

she made delicious apple compotes to serve with pancakes.

او مربای سیب خوشمزه درست کرد تا با پنکیک سرو شود.

compotes can be a great addition to cheese platters.

مرباها می‌توانند یک افزودنی عالی به بشقاب پنیر باشند.

he prefers homemade compotes over store-bought ones.

او ترجیح می‌دهد مرباهای خانگی را به مرباهای خریده شده از مغازه ترجیح دهد.

we learned how to make berry compotes in cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه مربای میوه در کلاس آشپزی درست کنیم.

compotes can be served warm or cold, depending on your preference.

مرباها را می‌توان گرم یا سرد، بسته به سلیقه شما سرو کرد.

the chef paired the duck with a cherry compote.

سرآشپز اردک را با مربای آلبالو همراه کرد.

fruit compotes are often used as toppings for yogurt.

مرباهای میوه اغلب به عنوان پوشش برای ماست استفاده می‌شوند.

she jars her homemade compotes to enjoy all year round.

او مرباهای خانگی خود را در شیشه می‌کند تا در طول سال از آنها لذت ببرد.

compotes can enhance the flavor of many savory dishes.

مرباها می‌توانند طعم بسیاری از غذاهای دلپذیر را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید