compter sheep
شمارش گوسفند
compter calories
شمارش کالری
compter money
شمارش پول
compter votes
شمارش آرا
compter scores
شمارش امتیازات
compter days
شمارش روزها
compter steps
شمارش قدمها
compter items
شمارش اقلام
compter minutes
شمارش دقیقه ها
compter changes
شمارش تغییرات
we need to compter the total expenses for the trip.
ما باید هزینههای کل سفر را محاسبه کنیم.
can you compter how many hours you worked last week?
آیا میتوانید محاسبه کنید چند ساعت در هفته گذشته کار کردهاید؟
it's important to compter your calories for a healthy diet.
برای داشتن یک رژیم غذایی سالم، محاسبه کالری دریافتی شما مهم است.
he forgot to compter the number of participants in the meeting.
او فراموش کرد تعداد شرکتکنندگان در جلسه را محاسبه کند.
we will compter the votes after the election.
ما آرا را پس از انتخابات محاسبه خواهیم کرد.
she always tries to compter her savings each month.
او همیشه سعی میکند پسانداز خود را هر ماه محاسبه کند.
to plan your budget, you need to compter your income and expenses.
برای برنامهریزی بودجه خود، باید درآمد و هزینههای خود را محاسبه کنید.
they asked us to compter the distance for the hike.
از ما خواستند فاصله برای پیادهروی را محاسبه کنیم.
it's essential to compter the risks before making a decision.
قبل از تصمیمگیری، محاسبه خطرات ضروری است.
he can compter the change quickly and accurately.
او میتواند به سرعت و دقیقاً خُرد را محاسبه کند.
compter sheep
شمارش گوسفند
compter calories
شمارش کالری
compter money
شمارش پول
compter votes
شمارش آرا
compter scores
شمارش امتیازات
compter days
شمارش روزها
compter steps
شمارش قدمها
compter items
شمارش اقلام
compter minutes
شمارش دقیقه ها
compter changes
شمارش تغییرات
we need to compter the total expenses for the trip.
ما باید هزینههای کل سفر را محاسبه کنیم.
can you compter how many hours you worked last week?
آیا میتوانید محاسبه کنید چند ساعت در هفته گذشته کار کردهاید؟
it's important to compter your calories for a healthy diet.
برای داشتن یک رژیم غذایی سالم، محاسبه کالری دریافتی شما مهم است.
he forgot to compter the number of participants in the meeting.
او فراموش کرد تعداد شرکتکنندگان در جلسه را محاسبه کند.
we will compter the votes after the election.
ما آرا را پس از انتخابات محاسبه خواهیم کرد.
she always tries to compter her savings each month.
او همیشه سعی میکند پسانداز خود را هر ماه محاسبه کند.
to plan your budget, you need to compter your income and expenses.
برای برنامهریزی بودجه خود، باید درآمد و هزینههای خود را محاسبه کنید.
they asked us to compter the distance for the hike.
از ما خواستند فاصله برای پیادهروی را محاسبه کنیم.
it's essential to compter the risks before making a decision.
قبل از تصمیمگیری، محاسبه خطرات ضروری است.
he can compter the change quickly and accurately.
او میتواند به سرعت و دقیقاً خُرد را محاسبه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید