calculer

[ایالات متحده]/[kælˈkyuːlər]/
[بریتانیا]/[kælˈkyuːlər]/

ترجمه

n. یک فرد که محاسبات انجام می‌دهد؛ یک ماشین حساب؛ دستگاهی که برای انجام محاسبات استفاده می‌شود
v. محاسبه کردن؛ محاسبه نمودن؛ فکر کردن؛ تخمین زدن

عبارات و ترکیب‌ها

calculer le risque

محاسبه خطر

calculer l'impact

محاسبه تأثیر

calculer le coût

محاسبه هزینه

calculer le temps

محاسبه زمان

calculer les intérêts

محاسبه سود

calculer l'âge

محاسبه سن

calculer le résultat

محاسبه نتیجه

calculer un prix

محاسبه قیمت

calculer une solution

محاسبه یک راه حل

calculer l'itinéraire

محاسبه مسیر

جملات نمونه

we need to calculer the project's budget carefully.

ما باید بودجه پروژه را با دقت محاسبه کنیم.

can you calculer the area of this rectangle?

آیا می‌توانی مساحت این مستطیل را محاسبه کنی؟

i will calculer the risks involved in this investment.

من خطرات مرتبط با این سرمایه گذاری را محاسبه خواهم کرد.

let's calculer the total cost of the trip.

بیایید هزینه کل سفر را محاسبه کنیم.

the accountant will calculer the company's taxes.

حسابدار مالیات شرکت را محاسبه خواهد کرد.

it's important to calculer the potential profits.

محاسبه سودهای احتمالی مهم است.

we can calculer the average score of the students.

ما می‌توانیم میانگین نمرات دانش آموزان را محاسبه کنیم.

try to calculer the best route to the airport.

سیستم بهترین مسیر به فرودگاه را محاسبه کنید.

the scientist will calculer the data to draw conclusions.

دانشمند داده‌ها را محاسبه خواهد کرد تا نتیجه گیری کند.

i'm trying to calculer the time it will take.

من در حال محاسبه زمانی هستم که طول می‌کشد.

we must calculer the impact of the new policy.

ما باید تأثیر سیاست جدید را محاسبه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید