concoct a plan
تهیه یک طرح
concoct a story
ساختن یک داستان
concoct a recipe
تهیه یک دستور غذا
concoct a potion
تهیه یک معجون
concoct a lie
ساختن یک دروغ
concoct a splendid meal
تهیه یک وعده غذایی عالی
concoct a mystery story.
ساختن یک داستان معمایی.
concoct an excuse for being late
ساختن بهانه برای دیر رسیدن
concoct something to eat
چیزهایی برای خوردن درست کنید
Between them they concocted a letter.
آنها با هم نامهای ساختند.
she began to concoct a dinner likely to appeal to him.
او شروع به تهیه شام مورد علاقه او کرد.
his cronies concocted a simple plan.
همکارانش یک طرح ساده طراحی کردند.
He'll surround himself with the finest lawyers money can buy - and they'll concoct a doozy of an insanity plea.
او خود را با بهترین وکیل هایی که پول می تواند بخرد احاطه می کند - و آنها یک درخواست دیوانه کننده را طراحی می کنند.
The candidate responded sharply to the long list of detractions concocted by his opponent.
نامزد به فهرست طولانی اتهامات مطرح شده توسط رقیب خود به شدت پاسخ داد.
He concocted a story about working late at the office,but I knew he was going drinking with his brother.
او داستانی در مورد کار کردن دیر در دفتر ساخت، اما من می دانستم که او برای نوشیدن با برادرش بیرون رفته است.
Photo Gallery: Enchanting Florence Birthplace of an Italian specialty: Florence's Caffé Giacosa is where the Negroni cocktail was concocted—and where it is still served today.
گالری عکس: فلورانس مسحورکننده، زادگاه یک غذای خاص ایتالیایی: کافه جیاکوسا فلورانس جایی است که کوکتل نگونی تهیه شد - و هنوز هم در آنجا سرو می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید