concoct

[ایالات متحده]/kən'kɒkt/
[بریتانیا]/kən'kɑkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ساختن; مخلوط کردن برای ساختن; ترکیب کردن; طرح‌ریزی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

concoct a plan

تهیه یک طرح

concoct a story

ساختن یک داستان

concoct a recipe

تهیه یک دستور غذا

concoct a potion

تهیه یک معجون

concoct a lie

ساختن یک دروغ

جملات نمونه

concoct a splendid meal

تهیه یک وعده غذایی عالی

concoct a mystery story.

ساختن یک داستان معمایی.

concoct an excuse for being late

ساختن بهانه برای دیر رسیدن

concoct something to eat

چیزهایی برای خوردن درست کنید

Between them they concocted a letter.

آنها با هم نامه‌ای ساختند.

she began to concoct a dinner likely to appeal to him.

او شروع به تهیه شام مورد علاقه او کرد.

his cronies concocted a simple plan.

همکارانش یک طرح ساده طراحی کردند.

He'll surround himself with the finest lawyers money can buy - and they'll concoct a doozy of an insanity plea.

او خود را با بهترین وکیل هایی که پول می تواند بخرد احاطه می کند - و آنها یک درخواست دیوانه کننده را طراحی می کنند.

The candidate responded sharply to the long list of detractions concocted by his opponent.

نامزد به فهرست طولانی اتهامات مطرح شده توسط رقیب خود به شدت پاسخ داد.

He concocted a story about working late at the office,but I knew he was going drinking with his brother.

او داستانی در مورد کار کردن دیر در دفتر ساخت، اما من می دانستم که او برای نوشیدن با برادرش بیرون رفته است.

Photo Gallery: Enchanting Florence Birthplace of an Italian specialty: Florence's Caffé Giacosa is where the Negroni cocktail was concocted—and where it is still served today.

گالری عکس: فلورانس مسحورکننده، زادگاه یک غذای خاص ایتالیایی: کافه جیاکوسا فلورانس جایی است که کوکتل نگونی تهیه شد - و هنوز هم در آنجا سرو می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید