concreto

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkriːt/
[بریتانیا]/ˈkɑːnkriːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجود در قالب فیزیکی؛ مشخص
n. مصالح ساختمانی ساخته شده از سیمان، ماسه، آب و غیره.
v. با بتن پوشاندن یا محصور کردن

جملات نمونه

the workers poured the concrete for the new foundation.

کارگران برای ساختن پی جدید، بتن ریختند.

we need specific examples rather than abstract ideas.

ما به مثال‌های مشخص به جای ایده‌های انتزاعی نیاز داریم.

the proposal is still in the planning stages and nothing is concrete yet.

این پیشنهاد هنوز در مراحل برنامه‌ریزی است و هنوز هیچ چیز قطعی نیست.

reinforced concrete is essential for building skyscrapers.

بتن آرمه‌شده برای ساخت آسمان‌خراش‌ها ضروری است.

please provide concrete evidence to support your claim.

لطفاً مدرک ملموس ارائه دهید تا ادعای شما را ثابت کند.

the patio is made of decorative concrete blocks.

این پاسیو از بلوک‌های بتنی تزئینی ساخته شده است.

she prefers concrete facts over vague theories.

او حقایق ملموس را بر تئوری‌های مبهم ترجیح می‌دهد.

the concrete floor was cold and hard.

کف بتنی سرد و سخت بود.

we need to take concrete steps to reduce pollution.

ما باید اقداماتی ملموس برای کاهش آلودگی انجام دهیم.

the city is a concrete jungle with few parks.

شهر یک جنگل بتنی با پارک‌های کم است.

make sure the concrete sets before it rains.

مطمئن شوید که قبل از باران، بتن سفت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید