concussing

[ایالات متحده]/kənˈkʌsɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈkʌsɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری از concussion

عبارات و ترکیب‌ها

concussing impact

اثر ضربه‌ای

concussing injury

آسیب ضربه‌ای

concussing force

نیروی ضربه‌ای

concussing blow

ضربه ضربه‌ای

concussing event

واقعه ضربه‌ای

concussing symptoms

علائم ضربه‌ای

concussing episode

حلقه ضربه‌ای

concussing mechanism

مکانیزم ضربه‌ای

concussing assessment

ارزیابی ضربه‌ای

concussing recovery

بهبودی ضربه‌ای

جملات نمونه

he suffered from concussing blows during the game.

او در طول بازی دچار ضربات شدید مغزی شد.

the doctor warned about the risks of concussing injuries.

پزشک در مورد خطرات آسیب های مغزی شدید هشدار داد.

concussing impacts can lead to serious health issues.

برخوردها و ضربات مغزی شدید می توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.

she experienced concussing symptoms after the accident.

او پس از حادثه علائم مغزی شدید را تجربه کرد.

concussing events should be reported immediately.

رویدادهای مغزی شدید باید فوراً گزارش شوند.

the athlete was sidelined due to concussing effects.

ورزشکار به دلیل اثرات مغزی شدید از بازی کنار گذاشته شد.

they are studying the long-term effects of concussing.

آنها در حال مطالعه اثرات بلند مدت مغزی شدید هستند.

concussing can affect cognitive functions significantly.

مغزی شدید می تواند توابع شناختی را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.

he was diagnosed with concussing after the fall.

پس از سقوط، او به دلیل مغزی شدید تشخیص داده شد.

preventing concussing is crucial in contact sports.

جلوگیری از مغزی شدید در ورزش های تماس بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید