confederating

[ایالات متحده]/kən'fed(ə)rət/
[بریتانیا]/kən'fɛdəret/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متحد، در اتحاد، در کنفدراسیون
n. همدست، توطئه‌گر
vt. & vi. برای منافع مشترک در یک کنفدراسیون متحد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

confederate army

ارتش کنفدراسیون

confederate flag

پرچم کنفدراسیون

confederate soldier

سرباز کنفدراسیون

جملات نمونه

Switzerland is a model for the new confederated Europe.

سوییس الگویی برای اروپای کنفدراسیونی جدید است.

(with) confederate oneself with

(با) با خود کنفدراسیون کردن

The burglar was caught, but his confederate got away.

سارق دستگیر شد، اما همدستش فرار کرد.

some local groups united to form confederate councils.

گروه‌های محلی که برای تشکیل شورا‌های کنفدراسیون متحد شدند.

Brilliant strategy on the part of Confederate forces ensured their victory at Chancellorsville.

استراتژی درخشان نیروهای کنفدراسیون، پیروزی آنها در چانسلرسویل را تضمین کرد.

The confederates, undefeated, pushed onward.

کنفدراسیون‌ها، непобежденные, به جلو رانده شدند.

The Confederate States perceive that they cannot carry all before them with a rush.

ایالات کنفدراسیون درک می‌کنند که نمی‌توانند با عجله همه چیز را پیش ببرند.

The United States and the Soviet Union were allies in World War II. Aconfederate is a member of a confederacy, a league, or an alliance; sometimes the term signifies a collaborator in a suspicious venture:

ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم متحد بودند. یک کنفدراسیون عضوی از یک کنفدراسیون، لیگ یا اتحاد است؛ گاهی اوقات این اصطلاح نشان دهنده یک همکار در یک طرح مشکوک است:

نمونه‌های واقعی

And who could it be who was her confederate?

چه کسی می تواند باشد که همدست او بود؟

منبع: The Case of the Green Jade Crown in Sherlock Holmes' Investigations

It was a disaster for the Confederate soldiers.

برای سربازان کنفدراسیون یک فاجعه بود.

منبع: National Parks of the United States

A female, who unbeknownst to them was actually a confederate, was actually a part of the study.

یک زن، که از آنها پنهان بود، در واقع یک کنفدراسیون بود، در واقع بخشی از مطالعه بود.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

Confederate soldiers fired on a church with civilians inside.

سربازان کنفدراسیون به کلیسا با غیرنظامیان داخل آتش کشیدند.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Big museum a confederate that wouldn't be no problem.

موزه بزرگ، یک کنفدراسیون که مشکلی نخواهد بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

Mississippi scrapped its flag in 2020, because of its Confederate imagery.

می سی سی پی پرچم خود را در سال 2020 کنار گذاشت، به دلیل تصاویر کنفدراسیون آن.

منبع: The Economist (Summary)

We again trace the presence of some confederate in the household.

ما دوباره حضور یک کنفدراسیون را در خانه ردیابی می کنیم.

منبع: The Sign of the Four

Confederate soldiers, they fired on the church, believing it to be housing weapons.

سربازان کنفدراسیون، آنها به کلیسا آتش کشیدند، این فکر را داشتند که در آنجا سلاح وجود دارد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

He's also angry about plans to rename military installations that commemorate Confederate leaders.

او همچنین از برنامه هایی برای تغییر نام تاسیسات نظامی که یادبود رهبران کنفدراسیون هستند، عصبانی است.

منبع: BBC Listening Collection December 2020

And in the US, it's often statues of generals in the confederate army.

و در ایالات متحده، اغلب مجسمه های ژنرال ها در ارتش کنفدراسیون است.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید