conformer

[ایالات متحده]/[kənˈfɔːmə]/
[بریتانیا]/[kənˈfɔːrmər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به سبک و روش‌های یک گروه یا جامعه خاص می‌پذیرد؛ فردی که به یک استاندارد یا قانون مطیع است.
adj. مطابق با یک استاندارد یا قانون.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a conformer

یک مطابق

be conformer

مطابق باش

conformers often

مطابق‌ها اغلب

conformer behavior

رفتار مطابق

conformers are

مطابق‌ها هستند

conformer's choice

انتخاب مطابق

conformer group

گروه مطابق

conformers tend

مطابق‌ها می‌خواهند

conformers follow

مطابق‌ها دنبال می‌کنند

جملات نمونه

the new employee quickly became a conformer, adopting the company's dress code.

کارمند جدید به سرعت به یک فرد مطیع تبدیل شد و قوانین لباس کمپانی را پذیرفت.

he was a notorious non-conformer, always challenging authority and established norms.

او یک فرد نامطیع مشهور بود که همیشه قدرت را چالش می‌گذارد و نرم‌های قایم‌ال‌وجود را تهدید می‌کرد.

the study investigated how peer pressure encourages individuals to conform to group behavior.

این مطالعه بررسی کرد که چگونه فشار هم‌ساله‌ها افراد را تشویق می‌کند تا به رفتار گروهی مطیع شوند.

she chose to be a conformer in some aspects of life but a rebel in others.

او تصمیم گرفت در برخی جنبه‌های زندگی یک فرد مطیع باشد اما در دیگر جنبه‌ها یک مخالف باشد.

the political system rewards those who conform to the dominant ideology.

سیستم سیاسی افرادی را که با ایدئولوژی غالب مطیع هستند پاداش می‌دهد.

he was a cultural conformer, embracing the traditions of his heritage.

او یک فرد مطیع فرهنگی بود که سنت‌های وارثی خود را پذیرفته بود.

many young people feel pressured to conform to unrealistic beauty standards.

بسیاری از جوانان احساس فشار می‌کنند تا به استانداردهای زیبایی غیر واقعی مطیع شوند.

the team needed a strong leader, not a passive conformer.

تیم به یک رهبر قوی نیاز داشت نه یک فرد مطیع غیب‌گر.

she refused to be a conformer and instead forged her own path in life.

او به عنوان یک فرد مطیع قبول نکرد و به جای آن مسیر خود را در زندگی پیمود.

the experiment tested the extent to which people will conform under pressure.

این آزمایش میزانی که افراد در زیر فشار مطیع می‌شوند را آزمایش کرد.

he was a social conformer, always seeking acceptance from his peers.

او یک فرد مطیع اجتماعی بود که همیشه پذیرش از هم‌ساله‌هایش را جستجو می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید