conformisms

[ایالات متحده]/kənˈfɔːmɪzəmz/
[بریتانیا]/kənˈfɔrmɪzəmz/

ترجمه

n. پایبندی به آداب یا هنجارهای تعیین شده

عبارات و ترکیب‌ها

social conformisms

هنجارهای اجتماعی

cultural conformisms

هنجارهای فرهنگی

peer conformisms

هنجارهای همسالان

behavioral conformisms

هنجارهای رفتاری

political conformisms

هنجارهای سیاسی

institutional conformisms

هنجارهای سازمانی

economic conformisms

هنجارهای اقتصادی

academic conformisms

هنجارهای دانشگاهی

religious conformisms

هنجارهای مذهبی

fashion conformisms

هنجارهای مد

جملات نمونه

many people follow social conformisms without questioning them.

بسیاری از افراد بدون سوال، هنجارهای اجتماعی را دنبال می‌کنند.

conformisms can stifle creativity and innovation.

هنجارها می‌توانند خلاقیت و نوآوری را سرکوب کنند.

she challenged the conformisms of her community.

او هنجارهای جامعه خود را به چالش کشید.

conformisms often dictate how we dress and behave.

هنجارها اغلب تعیین می‌کنند که چگونه لباس بپوشیم و رفتار کنیم.

breaking away from conformisms can be liberating.

رها شدن از هنجارها می‌تواند آزاد کننده باشد.

he felt pressured to conform to the conformisms of his peers.

او احساس می‌کرد که تحت فشار است تا با هنجارهای همسالان خود مطابقت کند.

conformisms in society can lead to a lack of diversity.

هنجارها در جامعه می‌توانند منجر به فقدان تنوع شوند.

understanding conformisms helps us navigate social situations.

درک هنجارها به ما کمک می‌کند تا در موقعیت‌های اجتماعی حرکت کنیم.

conformisms can sometimes create barriers to personal growth.

هنجارها گاهی اوقات می‌توانند موانعی برای رشد شخصی ایجاد کنند.

she often questioned the conformisms of modern life.

او اغلب هنجارهای زندگی مدرن را زیر سوال می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید