conked

[ایالات متحده]/kɒŋk/
[بریتانیا]/kɑŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بیهوش شدن یا خواب رفتن؛ متوقف شدن از کار
vt. به سر کسی ضربه زدن
n. بینی؛ سر

جملات نمونه

That is a conker tree.

آن یک درخت بلوط است.

my car conked out.

ماشینم خراب شد.

the clown conked him.

دلقک او را ضربه زد.

he conked out on the rear seat.

او در صندلی عقب از هوش رفت.

Have you seen Tom Smith's conker?

آیا توت بلوط تام اسمیت را دیده اید؟

The engine conked out on the final lap.

موتور در آخرین دور از کار افتاد.

conked out on the couch watching television.

در حالی که تلویزیون تماشا می کرد، روی مبل از هوش رفت.

most creatures conk out smartly once they have passed on their genes.

اکثر موجودات به سرعت از هوش می روند وقتی که ژن های خود را منتقل کرده اند.

when one conker has broken another it becomes a oner.

وقتی یک توت بلوط دیگری را می شکند، به یک توت بلوط تبدیل می شود.

Somehow, miraculously, my conker-sized kiddywink brain managed to differentiate it from a real egg.

به نحوی، به طور معجزه آسایی، مغز کوچک من توانست آن را از یک تخم مرغ واقعی تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید