conking

[ایالات متحده]/kɒŋkɪŋ/
[بریتانیا]/kɔŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان شکست خوردن یا خراب شدن؛ بسیار خسته شدن؛ از هوش رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

conking out

از کار افتادن

conking off

خاموش کردن

conking over

بررسی کردن

conking down

کاهش دادن

conking it

انجام دادن

conking around

چک‌چک کردن

conking back

برگشتن

conking up

بالا رفتن

conking ahead

پیش رفتن

conking together

همراه هم بودن

جملات نمونه

he was conking out after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری احساس خستگی می‌کرد.

the engine started conking out during the road trip.

موتور در طول سفر جاده‌ای شروع به از کار افتادن کرد.

she fell asleep, conking out on the couch.

او در حالی که روی مبل چرت می‌زد، به خواب رفت.

my phone keeps conking out when i try to use it.

وقتی سعی می‌کنم از آن استفاده کنم، تلفن من دائماً از کار می‌افتد.

the lights were conking out one by one during the storm.

در طول طوفان، لامپ‌ها یکی یکی خاموش می‌شدند.

after a few hours of studying, he started conking out.

بعد از چند ساعت مطالعه، او شروع به احساس خستگی کرد.

the old computer is conking out more frequently now.

کامپیوتر قدیمی بیشتر از همیشه از کار می‌افتد.

she was conking out during the boring lecture.

او در طول سخنرانی خسته کننده چرت می‌زد.

don't push yourself too hard, or you'll end up conking out.

زیاد خود را تحت فشار قرار ندهید، وگرنه خسته خواهید شد.

the car conked out right in the middle of the intersection.

ماشین درست در وسط تقاطع از کار افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید