conking out
از کار افتادن
conking off
خاموش کردن
conking over
بررسی کردن
conking down
کاهش دادن
conking it
انجام دادن
conking around
چکچک کردن
conking back
برگشتن
conking up
بالا رفتن
conking ahead
پیش رفتن
conking together
همراه هم بودن
he was conking out after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری احساس خستگی میکرد.
the engine started conking out during the road trip.
موتور در طول سفر جادهای شروع به از کار افتادن کرد.
she fell asleep, conking out on the couch.
او در حالی که روی مبل چرت میزد، به خواب رفت.
my phone keeps conking out when i try to use it.
وقتی سعی میکنم از آن استفاده کنم، تلفن من دائماً از کار میافتد.
the lights were conking out one by one during the storm.
در طول طوفان، لامپها یکی یکی خاموش میشدند.
after a few hours of studying, he started conking out.
بعد از چند ساعت مطالعه، او شروع به احساس خستگی کرد.
the old computer is conking out more frequently now.
کامپیوتر قدیمی بیشتر از همیشه از کار میافتد.
she was conking out during the boring lecture.
او در طول سخنرانی خسته کننده چرت میزد.
don't push yourself too hard, or you'll end up conking out.
زیاد خود را تحت فشار قرار ندهید، وگرنه خسته خواهید شد.
the car conked out right in the middle of the intersection.
ماشین درست در وسط تقاطع از کار افتاد.
conking out
از کار افتادن
conking off
خاموش کردن
conking over
بررسی کردن
conking down
کاهش دادن
conking it
انجام دادن
conking around
چکچک کردن
conking back
برگشتن
conking up
بالا رفتن
conking ahead
پیش رفتن
conking together
همراه هم بودن
he was conking out after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری احساس خستگی میکرد.
the engine started conking out during the road trip.
موتور در طول سفر جادهای شروع به از کار افتادن کرد.
she fell asleep, conking out on the couch.
او در حالی که روی مبل چرت میزد، به خواب رفت.
my phone keeps conking out when i try to use it.
وقتی سعی میکنم از آن استفاده کنم، تلفن من دائماً از کار میافتد.
the lights were conking out one by one during the storm.
در طول طوفان، لامپها یکی یکی خاموش میشدند.
after a few hours of studying, he started conking out.
بعد از چند ساعت مطالعه، او شروع به احساس خستگی کرد.
the old computer is conking out more frequently now.
کامپیوتر قدیمی بیشتر از همیشه از کار میافتد.
she was conking out during the boring lecture.
او در طول سخنرانی خسته کننده چرت میزد.
don't push yourself too hard, or you'll end up conking out.
زیاد خود را تحت فشار قرار ندهید، وگرنه خسته خواهید شد.
the car conked out right in the middle of the intersection.
ماشین درست در وسط تقاطع از کار افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید