connu

[ایالات متحده]/[kɒˈnuː]/
[بریتانیا]/[kəˈnuː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. معروف؛ م熟悉的
n. شخص معروف

عبارات و ترکیب‌ها

connu comme

شناخته شده به عنوان

bien connu

خیلی شناخته شده

est connu

شناخته شده است

connu pour

شناخته شده به خاطر

connu de

شناخته شده توسط

connu à

شناخته شده در

très connu

خیلی شناخته شده

connu de tous

شناخته شده توسط همه

connu auparavant

قبل شناخته شده

connu maintenant

هم اکنون شناخته شده

جملات نمونه

he is widely connu as the best chef in the city.

او به طور گسترده‌ای به عنوان بهترین پовар شهر شناخته می‌شود.

the company is connu for its innovative products.

این شرکت به خاطر محصولات نوآور خود شناخته می‌شود.

she is connu to be a very talented musician.

او به عنوان یک موسیقی‌دان بسیار ماهر شناخته می‌شود.

the restaurant is connu for its excellent seafood.

این رستوران به خاطر ماهی‌های بسیار خوبش شناخته می‌شود.

he is connu throughout the industry for his expertise.

او در سراسر صنعت به خاطر تخصصش شناخته می‌شود.

the area is connu for its beautiful beaches.

این منطقه به خاطر پля�‌های زیبایش شناخته می‌شود.

the author is connu for writing historical fiction.

این نویسنده به خاطر نوشتن داستان‌های تاریخی شناخته می‌شود.

the building is connu for its unique architecture.

این ساختمان به خاطر معماری منحصر به فردش شناخته می‌شود.

the professor is connu for his engaging lectures.

این استاد به خاطر سخنرانی‌های جذابش شناخته می‌شود.

the brand is connu for its high quality and reliability.

این برند به خاطر کیفیت بالا و اعتمادپذیریش شناخته می‌شود.

the museum is connu for its extensive collection of artifacts.

این موزه به خاطر مجموعه‌ای گسترده از اشیاء باستانی شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید